دل نوشته شهادت امام جواد (ع)
سلام بر جواد الائمه!
چه اضطرابی دامن زمین را فرا می گیرد، آن گاه که دلش مزار امامی می شود. گویی در آن هنگام، دست و پایش می لرزد! زمین از اینکه باید گوهری را در میان بگیرد، بسیار ناخشنود است. اکنون زمین چه شرمسار است که تنها بیست و پنج بهار، او را مهمان خوانش دیده بود؛ او که جواد بود و جود، قطره ای از پیشانی بلندش؛ تقی بود و پرهیزکاری، سطری از صحیفه وجودش.
او که در همان خردسالی امام شد و در نوجوانی، رهگشای گره های فکری. که بی درنگ، دشوارترین پرسش را پاسخ می گفت و خبر از اتصال خویش به دریای علم الهی می داد.
برای هروله از «مروه» دلت تا «صفای» کاظمین، راهی نیست. در این حج ولایت و عشق همیشه در «سعی» باش؛ که بی «سعی» نمی توان به «صفای» جمال معصوم علیهم السلام رسید. (1)
تنها «بیست و پنج» سال بود که نسیم «هل اتی» می وزید و نهرهایی که از سرچشمه «طه» سیراب می شود، جاری بود. و چه زود، این نسیم از وزیدن افتاد و این عطر دل نواز، دامن برچید! اما، نه... چشم دلت را باز کن و ببین! هنوز آن نسیم در حال وزیدن است و این شمیم روح بخش به مشام می رسد.
سلام بر تو ای جوادالائمه علیه السلام و بر آن بارگاه خدایی ات که تا دامنه قیامت، چشم نواز همه از ره رسیدگانِ خسته خواهد بود!

شهادت امام جواد
غریب، حتی در خانه
هیچ غروبی به غمرنگی غروب وجود مردان خدا نیست؛ آن گاه که سر آسوده بر روی خاک می گذارند و شام تیره ای برای آدمیان، می سازند.
هنوز زمین، جان نگرفته باید بی تابی کند و غروب خون رنگ خورشید را به نظاره پردازد. ای حجت نهم! افسوس که روزگار، تنها بیست و پنج سال با تو سر سازگاری داشت و بیست و پنج بهار از عمر تو را برتابید. تقدیر آن بود که حتی در خانه ات نیز غریب باشی و با هم دستی «ام الفضل» ـ همسرت ـ زهر بنوشی و مسموم شوی.
ولی نه آن غربت دردناکی که برایت درست کرده اند و نه آن زهری که به تو داده اند، هیچ کدام نتوانست، امتداد خط سبز تو را که بر صحیفه هستی کشیده ای، پاک کنند. گرچه زمین، حوصله بزرگی تو را نداشت و ظرف روزگار، گنجایش حضور دریا گونه ات را؛ سربردار و ببین عاشقان پاک باخته ات را که دل هاشان، تنها با رسیدن به دریا، آرام می گیرد. کدام جان است که تو را بشناسد و اینک در هوای کاظمین تو نسوزد؟! (2)
امام جواد آن شه ملک جود که بُد عالم علم غیب و شهود
دلش منبع فیض پروردگار جلال و کمال از رخش آشکار
ز تقوا تقی بود آن نور پاک ز بخشش جواد آن مه تابناک
(1)صابر کرمانی
(2) سید محمود طاهری
گردآوری:بخش مذهبی بیتوته
در ادامه بخوانید
بشکن ای بغض سلام بر جوادالائمه داستانهایی از زندگی امام جواد (ع) زندگینامه امام جواد (ع) دعای حرز امام جواد(ع)
مهتاب کرامتی (زاده ۲۵ مهر ۱۳۴۹ در تهران)می باشد
مهتاب کرامتی (زاده ۲۵ مهر ۱۳۴۹ در تهران) بازیگر زن سینمای ایران است. وی بعنوان سفیر حسن نیت یونیسف فعالیت میکند.
مهتاب کرامتی
تولد : ۲۵ مهر ۱۳۴۹
پیشه : بازیگری
همسر(ها) : بابک ریاحیپور (همسر سابق)
مدرک تحصیلی : کارشناسی میکروبیولوژی از دانشگاه آزاد اسلامی
مهتاب کرامتی (زاده ۲۵ مهر ۱۳۴۹ در تهران) بازیگر زن سینمای ایران است. وی بعنوان سفیر حسن نیت یونیسف فعالیت میکند. او در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن مکمل را برای بازی در فیلم بیست بهدستآورد.
زندگینامه و حرفه ی مهتاب کرامتی
مهتاب کرامتی تحصیلاتش را در رشته میکروبیولوژی با مدرک کارشناسی از دانشگاه آزاد اسلامی به پایان رساند. دوره را در کلاسهای آزاد بازیگری میگذراند و همانجا برای ایفای نقش هلن در فیلم - مجموعه مردان آنجلس انتخاب میشود. کرامتی با همین مجموعه شناخته میشود ولی نمیتواند از این موقعیت استفاده مناسبی کند. سال ۱۳۷۷ در مردی از جنس بلور به کارگردانی سعید سهیلی ایفای نقش میکند که نمیتواند درخششی برایش محسوب شود. یک سال پس از آن در فیلم مومیایی ۳ و مرد بارانی بازی میکند. اولین فیلم کمدی خوش ساخت با بازی پرویز پرستویی بود که جای کار چندانی برای او به نقش یک دلال عتیقه نداشت و دومین فیلم به کارگردانی ابوالحسن داوودی با بازی ابوالفضل پورعرب بود که در آن ایفاگر نقش یک وکیل بود. کرامتی برای همین کاندیدای دریافت جایزه از هجدهمین جشنواره فیلم فجر میشود. سال ۱۳۷۹ را درحالی به پایان برد که یک مجموعه تلویزیونی و یک فیلم سینمایی را به کارنامهاش اضافه کرده بود.
مریم مقدس باز هم یک اثر تاریخی مذهبی به کارگردانی شهریار بحرانی بود؛ که به صورت فیلم و مجموعه تلویزیونی ساخته شد و بهشت از آن تو تجربهای متفاوت از علیرضا داوودنژاد بود که بازی خوب کرامتی به آن جلوه داد. سال ۱۳۸۰ تنها به بازی در مجموعه تلویزیونی خاک سرخ میپردازد که اولین تجربه تلویزیونی حاتمی کیا محسوب میشود. او نقش یک زن جنوبی که به دنبال دخترش میگردد برای دومین بار رویاروی پرویز پرستویی قرار میگیرد که شاید تا به امروز بهترین بازی کرامتی در یک اثر محسوب میشود.
پس از آن در سال ۱۳۸۱ در اکشن ملاقات با طوطی همراه با ماهایا پطروسیان و محمدرضا فروتن ظاهر میشود که دومین همکاری او علیرضا داوودنژاد محسوب میشود. شاه خاموش در سال بعد به کارگردانی همایون شهنواز تجربه ناموفقی تاریخی بود و نتوانست هیچ موفقیتی چه از لحاظ تجاری و چه از لحاظ هنری برای او در پی داشته باشد. هشت پا حاصل سومین همکاری او با علیرضا داودنژاد میباشد. پس از آن در همکاری با سیروس الوند رستگاری در هشت و بیست دقیقه را بازی کرد که در آن با شهاب حسینی و بهرام رادان هم بازی است. وی در سال ۱۳۸۵ نیز در دو فیلم آدم و پاداش سکوت به ایفای نقش پرداخت.
کرامتی در سال ۱۳۸۷ به پروژه بیست عبدالرضا کاهانی میپیوندد و با درخشش خود در این فیلم برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن مکمل از بیست و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر میشود. کرامتی در سال ۱۳۸۹ در فیلم موفق آلزایمر بازی کرد. وی در سال ۱۳۹۰ در فیلم زندگی خصوصی آقا و خانم میم هم بازی ابراهیم حاتمی کیا و حمید فرخنژاد شد. کرامتی در سال ۱۳۹۳ با بازی در فیلم عصر یخبندان به کارگردانی مصطفی کیایی نامزد جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر شد و بازی او مورد تحسین قرار گرفت.
مهتاب کرامتی، بازیگر زن سینمای ایران است
مهتاب کرامتی کسی که هم بازیگر است هم طراحی لباس و دکوراسیون انجام می دهد و مهمتر از همه اینکه سال هاست سفیر صلح یونیسف در ایران است. اسم بچهها را که می شنود چشمهایش برق می زند، انگار تمام انرژی های خوب دنیا در او جمع شده تا همه آنها را صرف یاری مردمان سرزمینش کند. مصاحبه با مهتاب کرامتی را در ادامه این مطلب بخوانید.
چگونه هنرپیشه شدید ؟
من کلاسهای بازیگری آقای تارخ را رفتم. قبل از پایان دوره به من کار اصحاب کهف که سریال تلویزیونی بود پیشنهاد داده شد، البته بعد از اتمام کار اصحاب کهف دوباره برای اتمام دوره به کلاسها برگشتم.
تا قبل از بازیگری به چه کاری مشغول بودید؟
درسم تمام شده بود. در رشته میکروبیولوژی درس خوانده بودم. اما دلم میخواست وارد عرصه هنر شوم ولی از طریق آکادمیک. آن موقع بود که کلاسهای بازیگری آقای تارخ به من پیشنهاد داده شد که به نظرم دورههای بسیار عالیای بود. هنوز هم از آموختههایم، استفاده میکنم.سال 75 بود که به کلاسهای بازیگری رفتم و یک سال بعد هم بازیگری را شروع کردم. ما اتود میزدیم از ما فیلمبرداری میشد و آرشیو تمریناتمان باقی می ماند. دوستانی که میخواستند برای نقشهایشان بازیگر انتخاب کنند، میآمدند و به آن آرشیو مراجعه میکردند.
خب آنها تمریناتم را دیدند و من انتخاب شدم. در عین حال قبل از پخش سریال اصحاب کهف مشغول بازی در فیلم سینمایی مردی از جنس بلور کار آقای سهیلی بودم. در همان سال در 4 فیلم کار کردم و یک تئاتر هم بازی کردم. منظورم این است که برای من همه چیز همزمان اتفاق افتاد. آن سال یکی از شلوغترین سالهای کاریام بود. از آن به بعد از این اتفاق پرهیز کردم به این دلیل که پیشنهاد خیلی زیاد بود اما فکر میکردم بازیگر باید تمام تلاشش را بکند که چهرهاش تکراری نشود و یک نقش را تکرار نکند. باید سعی کند همیشه دیده نشود و شاید عدم حضور در تلویزیون به طور دائم به همین دلیل بود. به این دلیل که دیگر سریالهایی مثل خاک سرخ که خیلی شاخص باشند به ندرت اتفاق میافتند. درواقع من از تکرار شدن پرهیز کردم.
این پرهیز از بازی در نقشهای مختلف را کسی به شما توصیه کرد یا تصمیم خودتان بود؟
من همیشه برای انتخاب نقشهایم با تعدادی از دوستانم مشورت میکنم. تعداد این مشاورهها خیلی زیاد نیست اما چند نفری هستند که نظرشان را قبول دارم.خانوادهام دوست نداشتند بازیگر شوم.
برای کسانی که میخواهند وارد دنیای بازیگری شوند چه توصیهای دارید؟
همیشه این نکته را به کسانی که به من مراجعه میکنند، گفتهام، اگر قرار است وارد دنیای هنر شوید و بازیگر شوید حتما درس بازیگری بخوانید، یعنی از طریق آکادمیک این هنر را دنبال کنید؛ تحصیلات آکادمیک هم میتواند دانشگاهی باشد هم کلاسهای آزاد بازیگری که حداقل مطمئن هستیم کلاسهای خوب و موثری هستند. آن موقع که من کار را شروع کردم تعداد کلاسها خیلی محدود بود، آن زمان کلاسهای امین تارخ بود و کلاسهای مرحوم استاد سمندریان. برای آن دسته از کسانی که میخواهند وارد سینما شوند بینهایت صحبت دارم.
آن زمان که ما میخواستیم به کلاس بازیگری برویم باید با خانوادههایمان میجنگیدیم تا به ما اجازه رفتن به این دورهها را بدهند. خانواده خود من به هیچ عنوان راضی نبودند من بازیگر شوم. نگاه خانوادهها به سینما طور دیگری بود. الان علاوه بر تغییر نوع نگرش تعداد کلاسهای بازیگری هم زیاد شده و مقوله بازی راحت و در دسترس است. در آن دوره ما باید کلی تست میدادیم و هر کسی را هم قبول نمیکردند که حتی بهراحتی تست دهد. الان دوستان عزیزی که میخواهند وارد عرصه بازیگری شوند خیلی قدر آن را نمیدانند یا شاید خیلی برای آن تلاش نمیکنند.
معمولا دختری که تحصیلش را به اتمام رسانده، شغلش را دارد، ازدواج هم کرده است دیگر جرات تغییر مسیر ندارد. آن هم تغییر مسیری که شما از رشته میکروبیولوژی به سمت دنیای هنر داشتید چه اتفاقی افتاد که شما این جسارت را پیدا کردید؟
من درسم را تا پایان خواندم. خانواده من علم را ترجیح میدهند. مادرم همزمان با من فوقلیسانس میخواند، خواهرم داروسازی میخواند و ما هر سه با هم دانشجو بودیم البته مادرم همیشه شاگرد اول بود. حتما یادتان هست آن موقع نمیشد همزمان در دو رشته تحصیل کرد. یکی از دوستانم که همدانشگاهیام بود در نیمه کار رشته میکروبیولوژی را ول کرد و کلاسهای سوره را ادامه داد و از آن طریق وارد عرصه هنر شد. او جسارتش از من بیشتر بود. اما من درسم را تمام کردم. بعد از آن هم فکر کردم خب دیگر امیدی نیست چون فکر میکردم بدترین حالت شروع بازیگری از طریق آشناییهایی است که در خیابان به تو پیشنهاد بازی دهند.
آنموقع که من، مادر و خواهرم هر سه همزمان با هم دانشجو بودیم درشب امتحان من و خواهرم دربهدر دنبال کسی میگشتیم که جزوه کامل داشته باشد. اما درمورد مادرم این اتفاق برعکس بود تمام هم دانشکدهایهای مادرم میآمدند و جزوههای مادرم را که همیشه مرتب بود، قرض میگرفتند. پدر من ارتشی و بازنشسته شده است و حضورش کمک مهمی بود به مادرم تا بتواند همزمان با بزرگ کردن بچهها درس هم بخواند. من از زمانی که به یاد دارم، کار کردهام؛ وقتی دانشجو بودم، تدریس خصوصی میکردم، در آزمایشگاه دانشگاه نیز مشغول به کار بودم. همیشه یاد گرفتم که باید کار کنم. پول تو جیبیام را از پدرم میگرفتم ولی همیشه کارم را هم انجام میدادم.
مهتاب کرامتی کسی که هم بازیگر است هم طراحی لباس و دکوراسیون انجام می دهد
نظر شما در ارتباط با آرایش های غلیظ و عمل های زیبایی این روزها چیست؟
بعضی از خانمها میآیند هفت قلم آرایش کردهاند ما آنها را حتی راه هم نمیدهیم که وارد ساختمان شوند. ما میگوییم باید ظاهرتان از ابتدا ظاهر یک دانشجو و دانشآموز باشد که ما بدانیم برای شما چه چیزهایی اهمیت دارد و بعد از آن وارد مراحل آشنایی آنها با هنر و سطح مطالعات و آشنایی آنها با ادبیات و شعر و سینما و تئاتر میشویم. بعضیها از ابتدا هدفشان این است که با چهره، فیزیک و نوع آرایش و برخوردشان به شما بگویند که من باید انتخاب شوم، در فیلم بازی کنم و تبدیل به یک سوپراستار شوم.اما اصلا چنین اتفاقی قرار نیست پیش بیاید.
در دنیا زیبا بودن یک بازیگر امتیاز منفی برای او نیست. مثلا کری گرانت هیچوقت حاضر نبود بدون کت و شلوار حاضر شود. این اتفاق در ایران خیلی برای یک بازیگر امتیاز خوبی نمیشود مثلا شما در اسب حیوان نجیبی است سعی داشتید با ظاهر متفاوت دیده شوید. چرا باید یک بازیگر خوشچهره اصرار به شکستن ظاهرش داشته باشد؟ من مسیر تغییر چهره را از خاک سرخ در تلویزیون و در مدیوم سینما از فیلم بیست شروع کردم. برای خود من این کارها تجربه لذتبخشی بود چون میدانستم در آن حیطه تعداد نقشهایی که به من فکر میشود و من میتوانم در آنها ایفای نقش کنم بیشتر است. این برای یک بازیگر ایدهآل است که بتواند در نقشهای متفاوت بازی کند و فقط یک استایل را تکرار نکند. البته آن هم روشی است که شاید خیلی از دوستان به آن توجه نکنند.
ولی من احساس کردم یا حداقل سعی کردهام روش متفاوتتری داشته باشم. همچنین دوست دارم با کارگردانهای جوان و جسور کار کنم که ایده متفاوتتری برای حضور در سینما دارند. آشنایی من با کاهانی باعث شد که یکی از این تجربهها شکل بگیرد. البته این تجربه دلیل بر آن نیست که تا ابد بخواهم چهرهام را بشکنم. اما این ترس را هم ندارم که اگر قرار شد این اتفاق بیفتد پا پس بکشم. اما از آنجایی که باید تلاش کرد که این موضوع تکرار نشود و به کلیشه تبدیل نشود فیلمهایی را هم بازی میکنم که چهره خود واقعی من است. مثلا در کارهایی مثل چیزهایی هست که نمیدانی، گریمور به من میگفت خب چه کار کنیم. گفتم همان کاری که خودم همیشه میکنم. همان بودم و در فیلم همان اتفاق افتاد. آن نوع ظاهر برای خودم ایدهآل است ولی نمیشود این دو مسیر جایگزین هم شوند، دوست دارم هر دو راه را با هم ادامه دهم و جلو بروم.
چطور جوانی خود را حفظ می کنید؟ آیا مراقبتهای خاصی برای حفظ ظاهر لازم است؟
من سعی میکنم شبها خیلی زود بخوابم، به تغذیهام میرسم و پرخوری نمیکنم. به دلیل اینکه مادرم متخصص تغذیه است و در خانوادهای بزرگ شدهام که خیلی به نوع خورد و خوراک توجه میشود. صبحها ساعت 8- 03/7 بیدار میشوم. حتما 8 ساعت در روز را میخوابم. شبها زود شام میخورم و معتقدم نباید لحظهای که میخواهی بخوابی شام بخوری. چون اگر این کار را انجام دهی کابوس میبینی. (یعنی من میبینم) صبحها که بیدار میشوم حتما آب میخورم.
ولی آب خیلی یخ نمیخورم. آب خوردن جزو جداییناپذیر زندگی من است و آب را با درجه حرارت اتاق یکنواخت میکنم. زیرا آب خیلی یخ میتواند اذیتتان کرده و ایجاد اسپاسم معده کند. صبحانه را حتما کامل میخورم. زیرا این موضوع میتواند کمک کند که اندامم ثابت بماند. برنج را محدود میخورم و اگر قرار باشد همراه با غذایم برنج بخورم حتما شام کمتری میخورم، من با خانوادهام زندگی میکنم طبیعی است که غذای ایرانی در خانه جایگاه همیشگی را دارد. اما شام در خانه ما همیشه سبک سرو میشود اکثرا یا سبزیجات پخته میخوریم یاسالاد یا حتی نان و پنیر.
مهتاب کرامتی تحصیلاتش را در رشته میکروبیولوژی در دانشگاه آزاد اسلامی به پایان رساند
شلختگی ممنوع!
شلخته نبودن و اینکه بتوانید لباسهایتان را مرتب نگه دارید به شما کمک میکند که بتوانید از لباسهای سالهای گذشتهتان هم استفاده کنید. من در یک برنامهای روشی دیدم این کار میتواند خیلی مثبت باشد. در این برنامه به ما گفتند بعد از ترکیببندی رنگی، لباسهایتان را در کمد پشت و رو آویزان کنید به این دلیل که بعد از یک فصل متوجه میشوی کدام یک از لباسهایت را هیچوقت نپوشیدهای و بدانی که نباید اینها در کمد تو باقی بماند.
تا به حال دخترهای جوان از شما پرسیدهاند که چطور میتوانی ظاهر آراسته داشت؟
نه فکر نمیکنم به نفعشان باشد این سؤال را از من بپرسند برای اینکه هیچ کاری نباید انجام دهند تا مثل من باشند. به همه میگویم سادگی میتواند از همه چیز زیباتر باشد اگر قرار باشد یک بازیگر نقشی را بازی کند که احتیاج به گریم یا آرایش مضاعف داشته باشد، اجازه بدهد گریمور این کار را انجام دهد ولی اگر قرار باشد تو دیده شوی بهتر است با همان خودت دیده شوی. بعضیها آنقدر ظاهرشان را دستکاری میکنند که دیگر تو ظاهر واقعیشان را نمیبینی و کاملا یک فرد دیگر از خود میسازند. در بیشتر مواقع چهره طبیعی خانمها زیباتر از چهره آرایش کردهشان است.
برنامه غذایی خاصی دارید؟
نوشابه به طور کامل از زندگی من حذف شده است. بعضی مواقع دلم میخواهد نوشابه بخورم اما متاسفانه هرچیز خوشمزهای ضرر دارد. نوشابه نمیخرم که در خانه باشد و وسوسهام کند ولی اگر خیلی هوس کنم در حد یک قلپ میخورم که فقط مزه آن را چشیده باشم و خیلی خودم را محدود نکنم که عطش آن باقی بماند. در مورد شیرینی و شکلات هم همینطور، فقط یک ذره میخورم که ولعم بهآن از بین برود. این قضیه هم به تثبیت وزنم کمک میکند.
در کل این روال زندگی یعنی زیاد نخوردن و سبزیجات را به صورت سالم خوردن (نه سرخ کرده) را مدیون مادرم هستم، مثلا قورمهسبزی مادر من با تمام قورمهسبزیها متفاوت است به هیچ عنوان سیاهرنگ نیست. سبزی آن خیلی سرخ نمیشود زیرا مادرم آن را بخارپز میکند. ما غذای فریزری نمیخوریم تا آنجایی که امکان دارد سعی میکنیم غذا را به صورت تازه صرف کنیم.خوردن فستفود خیلی لذیذ است اما سعی میکنم خوردن این نوع غذاها را محدود کنم. اگر یک شب فستفود بخورم فکر میکنم باید تا چند روز تقاص خوردن آن را پس بدهم. من سر سفره هیچ وقت آب نمیخورم. بهتر است که 30دقیقه قبل از غذا آب بخورم تا اذیت نشوم.این را به یاد داشته باشید اگر 30دقیقه قبل از خواب آب خورده شود از سکته قلبی جلوگیری میشود.
خیلیها به دلیل تنبلیشان صبحانه نمیخورند. اما خوردن صبحانه به شما کمک میکند در طول روز کمتر غذا بخورید. من نتیجه گرفتهام که خوردن صبحانه خیلی کمک میکند به ثابت نگه داشتن وزن و مهمتر از آن سلامت. به همین دلیل اگر قرار باشد در یک وعده پرخوری کنم آن وعده حتما صبحانه خواهد بود.اهمیت حفظ عادات غذایی نگه داشتن عادت غذایی برای ما بازیگران خیلی مهم است. بهخصوص در پروژه فیلمبرداری که هستیم نمیتوانیم آنطور که خودمان میخواهیم غذا بخوریم. من سعی میکنم در اینطور مواقع غذای رژیمی بخورم یا برنج غذا را نخورم یا سعی کنم نان و پنیر با گوجه و خیار بخورم. در آفریقا نوع خوراکشان باب طبع ما ایرانیها نبود به همین دلیل من در آن سفر خیلی زیاد لاغر شدم.
کاری را که از دوستم یاد گرفتهام و خیلی سخت است آرام غذا خوردن است. آرام غذا خوردن کمک میکند که همیشه فرم بدن یکطور باقی بماند، برای اینکه همیشه بعد از 20 دقیقه مغز فرمان میدهد که تو سیری. حالا اگر در این 20 دقیقه حجم کمتری غذا خورده باشی خیلی موفقتری. فرانسویها بیشتر موقع غذا خوردن حرف میزنند و معاشرت میکنند اما ما ایرانیها عادت داریم تندتند غذا بخوریم. خب فرهنگ ما اینطور است که غذای سرد دوست نداریم. البته نوع تغذیه ایرانی سنتی خیلی میتواند به سلامت ما کمک کند. سبزی خوردن، سالاد، ماست اینها غذاهایی هستند که به سلامت ما کمک میکند.
کرامتی، برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن مکمل از بیست و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر شد
اگر کارگردانی به شما بگوید برای یک فیلم باید 30-20 کیلوگرم وزن اضافه داشته باشی آن موقع چه کار میکنید؟
خیلی به این پیشنهاد فکر میکردم و شاید حتی آن را قبول نمیکردم برای اینکه با بالا رفتن سن کاهش وزن خیلی مشکل میشود. در سن کم اگر شما 2 روز غذا نخورید خیلی راحت وزنتان به حالت عادی برمیگردد. متابولیسم بدن در سن بالا، با سن کم خیلی فرق دارد و به نظر من این تغییر وزن در سن و سال من کمی دشوار است. فکر میکنم در چنین شرایطی بر سر دوراهی قرار میگیرم که آیا نقش را قبول کنم یا نه. نمیدانم شاید این پیشنهاد را قبول نکنم. اما در عین حال تغییر وزن اینچنینی میتواند خیلی جالب باشد؛ به هر حال تو میتوانی یک مدت هرچه دلت میخواهد بخوری و این قانونشکنی بسیار جذاب است.
البته خیلی سخت میتوان مهتاب کرامتی چاق را تصور کرد.مهتاب کرامتی صورت پرتری داشت، اما به مرور کودکی چهره از بین میرود و صورت زاویهدارتر میشد اتفاقا من نباید وزنم پایین بیاید باید سعی کنم وزنم را ثابت نگه دارم وگرنه صورتم خیلی زود شادابی خود را از دست میدهد. به نظر من بازیگرها دردسر بیشتری باید تحمل کنند، چون مجبور هستند خیلی بیشتر به خودشان برسند، چه از نظر خواب و چه از نظر تغذیه و قدرت بدنیشان. چون شغل مشکلی دارند. در پروژه «فرزند چهارم» که در آفریقا فیلمبرداری میشد واقعا به انرژی بدنی نیاز بود.
به این دلیل که ساعت کاریمان زیاد و هوا بینهایت گرم بود و تغذیه خوبی هم به دلیل تنوع کم غذایی نداشتیم. طبیعی است در چنین شرایطی باید انرژی لازم برای کار کردن را داشته باشی. ما زمانی که کارمان را شروع میکنیم ممکن است مدت یکماه شب کار باشیم. خب در این مدت به طور کامل سیستم غذایی به هم میریزد. شما زمانی که شبها بیدارید و کار میکنید باید میزان پروتئینی که میخورید بیشتر از قبل باشد وگرنه به بدنتان لطمه میزنید و پروتئین دفع میکنید. خواب روز هیچوقت جبران خواب شب را نمیکند. به همین دلیل در چنین شرایطی باید نوع تغذیهتان عوض شود تا به بدن کمترین آسیب برسد. بدن ما خیلی مهربان است معمولا با نوع زندگی ما خودش را وفق میدهد. البته شبکاری یک حسن هم دارد آن هم آرامش آن است. آنقدر همه جا ساکت است که شما میتوانی با تمرکز بیشتری کار کنی.
دغدغه بالا رفتن سن
نمیتوانم بگویم به بالا رفتن سن فکر نمیکنم اگر اینطور بگویم دروغ گفتهام. میدانم دغدغه بالا رفتن سن خانمها بهخصوص در بین سینماگرها خیلی اهمیت دارد. به خصوص در ایران که فیلمنامهها بیشتر داستانهای مردانه دارد که به زنها کمتر توجه میشود. اما من در کنار بازیگری به کارهایی که به آن علاقهمند بودم را شروع کردم، مثل کار یونیسف و تبعات دیگر آن. این کار به من آرامش میدهد که اگر قرار باشد به دلیل بالا رفتن سنم کمتر فعالیت سینمایی داشته باشم کارهای جالبی برای انجام دادن داشته باشم، یعنی اینطور نیستم که بخواهم به طور کامل زندگی کاریام را تحتالشعاع قرار دهم.
اهمیت به مد و رنگها
در دورهای که تولیدی لباس داشتم خیلی به موضوع مد اهمیت میدادم همیشه حواسم را جمع میکردم که در هر فصلی چه رنگی مد است و خیلی برایم مهم بود که مدهایی که خارج از ایران بورس بود را بتوانم ایرانیزه کنم و در ایران بیشتر از آن استفاده کنم. برای اینکه ممکن است ما از خیلی از چیزها خوشمان بیاید ولی هیچوقت جایی را نداشته باشیم که از آن استفاده کنیم. خیلی از لباسهای خانمها معمولا در کمد باقی میماند برای اینکه جای پوشیدن آن را پیدا نمیکنند. در حال حاضر خیلی کمتر به موضوع مد اهمیت میدهم. یکسری رنگها همیشه مد هستند آنها را ترجیح میدهم. بعضی از رنگها هم به شما یک انرژی میدهد که به نظر من به مد مربوط نیست. البته شاید زیاد دیده شدن آن رنگ است که شما دلتان میخواهد آن رنگ لباس را داشته باشید.
.............
فیلم شناسی مهتاب کرامتی
تصاویر مهتاب کرامتی
عکس های مهتاب کرامتی
تصاویر جدید مهتاب کرامتی
تصاویر مهتاب کرامتی
عکس های جدید مهتاب کرامتی
گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته
منابع:
مجله ایده آل
ویکی پدیا
از بازیگران بیشتر بدانید
مهتاب کرامتی: همیشه دوست دارم با مستقلها کار کنم مهتاب کرامتی در کنار فرزند معلولش+عکس مهتاب کرامتی در قاره آفریقا مقابل دوربین موسائیان می رود! مهتاب کرامتی: نمی خواهم با زیبایی ام قضاوت شوم مهتاب کرامتی، زندگی خصوصی و آقای کارگردان حامد بهداد، مهدی هاشمی و مهتاب کرامتی به سومالی میروند
عید غدیر خم روز ۱۸ ذی الحجه در تقویم اسلامی میباشد
سلام بر صاحب غدیر
سلام بر غدیر. سلام بر صاحب غدیر. سلام بر تو ای علی، ای تجلیگاه صفات الهی، ای شگفتی آفرینش. دستهای مهربان و پر صلابت توست که آسمان را برپا داشته است. خلقت به حضور حجّت است که میگردد. زمین اگر ماندن را تاب آورده است، به امید آمدن فرزند خلف توست. غدیری که به یمن وجود تو جاری شد، هنوز و تا همیشه تاریخ، میجوشد و پیش میرود و به زلالیِ خود تاریکی همه فتنهها و غفلتها را از چهره امّت اسلامی میشوید. ولایت تو یا علی ریسمان نجات ماست. ما را دریاب که سینهمان از عشق تو لبریز است و خونمان به دوستی تو در رگها میچرخد، یا علی.

غدیر، یک اتفاق ساده نیست؛ یک گزینش رحمانی است
...در غدیر بود که
غدیر، سفرهای است که برای تمامی گلها پهن کردهاند.
غدیر، گلبانگ عاشقانه و جاودانه هستی است.
غدیر، یک اتفاق ساده نیست؛ یک گزینش رحمانی است.
غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست؛ یک دریاست؛ رمزی است بین خدا و انسان.
غدیر، گل همیشه بهار زندگی است. دریایی بیکرانه است؛ جاری بر جانهای پاک و اندیشههای تابناک.
غدیر، تجلی خواست خالق، روح آفرینش، برانگیزاننده ستایش و دستهای بلندی است که انسان خاکی را به افلاک میکشاند.
غدیر، ریزش باران الطاف رحمانی بر گلزار جانهای تشنه است.
غدیر، برکت همه احساسهای معنوی و دریای جاری خیرات نبوی است.
در غدیر بود که تیرگیها فراری شدند و نورانیت محض، خودنمایی کرد.
در غدیر بود که قیافه ایمان، تماشایی شد و شاخههای عشق، بر تن ایمان رویید.
در غدیر بود که درخت هستی، به کمال رسید.
در غدیر بود که قرابت انسان با خدا آشکار شد.
در غدیر بود که نیلوفر عشق، بر گرد محور زمین پیچید.
در غدیر بود که جوانه جاودانه ولایت عاشقانه، سر برکشید. (1)

غدیر، گلبانگ عاشقانه و جاودانه هستی است
سکوی جاودانگی
غدیر، دورنمایی از حقایق امامت بود در دقایق آن صحرا.
کاروانیان از حج بازگشتهاند و سوغاتی از «توحید» به همراه دارند. با استماعِ بیاناتِ رسولِ مهربانی، رو به «نبوت» آوردهاند و اینک «امامت».
کدامین طنین، با آهنگی از دیار آینه، میتواند گل و گلشن را به سینهها مهمان کند؟ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَولاه.
کنارِ برکه، سکوی جاودانگی بود که از یک سو اتمام دین را دید و از دیگر سو، آغاز معرفیِ همگانیِ علی را.
غدیر نشان داد خدا عادل است و ولایت را در وجود سزاوارترین، مستقرّ میسازد. دستی، جانشینِ دستی شد و از این گل تازه، افسردگیِ آن صحرا زدوده شد.
غدیر، برکهای از تدبیر بود برای رسیدن به رستگاریهای پیاپی، رسیدن به همصدایی و همسویی.
غدیر میخواست تمامیِ فاصلهها را به صفر برساند و به مارهای خفته و مترصد، طعم گس هلاکت بچشاند.
میخواست تحریف، در جامعه نیفتد.
کدام زخم، با فراموشیِ این میثاق برابری میکند آیا؟!
عیدی آمد و سوزندگیِ آن بیابان، خنکایِ بهار را لمس کرد.
برکهای که ماناتر از اقیانوس بود، امامت را به جریان انداخت.
غدیر، آبراههای بود به خشکزار اندیشههای تمام اَعصار. (2)

غدیر، دورنمایی از حقایق امامت بود در دقایق آن صحرا
اتمام نعمت
غدیر، پیام رهایى است؛ پیام گسیختن زنجیرهاى بسته بر پاى بشر، پیام تداوم پیامبرى است با همه آرمانهاى بلندش.
غدیر، ادامه بعثت است براى شکستن بتهاى فکر و دل، براى عبور از خودپرستى به خداپرستى، براى بیرون آمدن از اسارت خویش و رسیدن به آزادگى حقیقى که در سایه عبودیت حاصل مىشود.
غدیر، کمال نبوت است و دنباله خطى که پیامبر ترسیم کرده؛ تا هر چه رنگ و بوى تعصب را بشوید و هرچه دیوار تبعیض را بکوبد.
غدیر، اتمام نعمت است و دستخدا بر سر اهالى زمین تا با عدالت علوى، باقیمانده رسوم جاهلیت را بشکند، هرزههاى شرک و نفاق را برچیند و خون طاغوتهاى جدید را بریزد.
غدیر، پایان رسالت است و على علیهالسلام مولا مىشود تا پرچم پیامبر را پس از او به دست بگیرد و لباس رزم بپوشد براى آزادى بندگان خدا. (3)
1- حمزه کریم خانی
2- محمد کاظم بدر الدین
3- میثم امانى
گردآوری:بخش مذهبی بیتوته
در ادامه بخوانید
غدیر، پیام رهایى اعمال و مستحبات عید غدیر من آسمان غدیرم ! اگر جرأت داری غدیر را نپذیر سکوی جاودانگی نماز عید غدیر و حاجت گرفتن
شعر درباره عید قربان
عید قربان آمد ای جانم به قربان تو باد
جان من ای همدم من برخی جان تو باد
عید قربان است و بهتر نیست زین عیدی مرا
در چنین عیدی دل و جانم به قربان تو باد
سر چه باشد تا نثار مقدم جانان کنم
جان ناچیزم چو اسماعیل ارزان تو باد
ننگم آید در برت حرفی زما و من زنم
هرچه ما راهست یا رب جمله از آن تو باد
گر مرا شمس و قمر روزی تباریکی کشد
پایدار از بهر من نور درخشان تو باد
من بسی در حیرتم زان حسن و خوبی و کمال
تا ابد ای کاش جان مبهوت و حیران تو باد
تو گل من هستی و پائیز در راه تو نیست
طایر جان و دل من مرغ خوشخوان تو باد
ای خدا در عید قربان این بهین روز عزیز
جان «مردوخ» گر پذیری خود به قربان تو باد

اشعار عید قربان
عید قربان گرچه آیین خلیل آزر است
ملت اسلام را امروز زیب و زیور است
حبّذا عیدى که سرخ از خون قربانى او
گونه اسلام و روى ملت پیغمبر است
حبّذا روزى که ابراهیم را در کوى دوست
ذبح اسماعیل از یک گوسفند آسانتر است
حاجیان از جان چنان بوسند آن سنگ سیاه
خانه حق را که گویى خال روى دلبر است
سالى ار یک حج بود مر حاجیان را در حجاز
در خراسان خلق را هر روزه حجّ اکبر است
خانه حق را اگر خواهى بپو راه حجاز
ور بخواهى صاحب آن خانه در این کشور است
اندرین عیدى که ملت را همه فرّ و بها
از نو آیین سنّت پاک خلیل آزر است
سعى تو مشکور باد و حجّ تو مبرور باد
در حریمى کز شرافت کعبه را تاج سر است
شعر های تبریک عید قربان
طلوع عید بزرگ و مبارک اضحی
فروغ وحدت و توحید داده بر دل ها
ز خاک پاک منی سرکشد بدامن عرش
نوای زمزمۀ گرم عاشقان خدا
در آن زمین مقدّس زدند حلقۀ عشق
به اشک و ناله و افغان و شور و شوق و دعا
رسد باوج سماوات نغمۀ لبیک
زکوه و سنگ و شن و خاک و ریگ آن صحرا
زدند خیمه در آن سرزمین که هر گامش
ز اشک دیده پیغمبری گرفته صفا
محمد و علّی و فاطمه حسین و حسن
نهاده اند رخ بندگی بخاک آنجا
صدای گرم مناجات حضرت مهدی
طنین فکنده در آن سرزمین بموج فضا
خوشا بحال دل محرمی که در آن جمع
جمال گمشدۀ خویش را کند پیدا
خوشا بحال دل آنکه بشنود پاسخ
از آن دهان مقدس چو گفت یا مولا
خوشا به ناله و فریاد و سینه سوختهای
که با دعای امام زمان رود بالا
روند جانب مسلخ کنند قربانی
نه گوسفند بگو گرگ نفس و دیو هوی
دوباره زنده شود خاطرات آن پدری
که زیر تیغ، پسر را نشانده بهر فدا
کشیده کارد بحلق پسر که در ره دوست
کند سر از بدن نوجوان خویش جدا
کشیده تیغ ولی آن گلو بریده نشد
که بُد نهفته در آن سرّ قادر دانا
به خشم آمد و گفتا به کارد کز چه سبب؟
نمی بُری گلوی نازک ذبیح مرا
به سنگ خورد لب تیغ تیز و سنگ شکافت
که ناگه از لبۀ تیغ شد بلند ندا
که ای خلیل تو گوئی بِبُر چسان ببُرم
که نهی میکندم ذات قادر یکتا
دراین مکالمه ناگاه گوسفند به دوش
رسید پیک خدا نزد حضرتش ز سما
که ای خلیل خدا حبذا، قبول، قبول
زهی زهی به چنین دوستی و صدق و صفا
بجای ذبح پس، گوسفند کند قربان
که هدیۀ تو پذیرفته شد به درگه ما
بُرید سر زتن گوسفند و گفت دریغ
نریخت خون ذبیحم بخاک دوست چرا؟
ندا رسید خلیلا به پیش رو، بنگر
که راز مخفی ما بر تو می شود افشا
به پیش روی نظر کرد و دید غرفه بخون
ذبیح فاطمه را در منای کرب و بلا
گشوده چنگ بسی گرگ های کوفه و شام
بقصد ریختن خون یوسف زهرا
ز تشنگی زده آتش بدامن گردون
صدای ناله اطفال سیدالشهداء
رباب اشک فشان در کنار گهواره
گلوی نازک اصغر نشان تیر جفا
سکینه بر لبش از سوز تشنگی تبخال
دو دست گشته بریده از پیکر سقّا
شکافته است جبین جوانش از دم تیغ
چنانکه فرق علی در نماز گشته دو تا
بریز خار نهان لاله های گلشن وحی
به جستجو شده کلثوم و زینب کبری
چو دید صحنۀ آن محشر عظیم خلیل
دو دست غم بسر خویش زد، فتاد زپا
ندا رسید خلیلا ثواب گریۀ تو
فزون تر است ز ذبح پسر به درگۀ ما
کدام صحنه بود همچو کربلای حسین؟
کدام روز بود همچو روز عاشورا؟
مصائب همۀ انبیاست حق حسین
که او به بزم ازل سر کشیده جام بلا
به وصف دوست نبندد لب از سخن «میثم»
اگر زبان بِبُرندش، دلش بود گویا
گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته
گلچینی از شعر و ترانه ها
اشعار تبریک عید قربان (2) اشعار تبریک عید قربان (2) اشعار تبریک عید قرباناگر فردی ماجراجو باشید و هر روز هم به اکتشاف زیبایی های طبیعت این جهان پهناور بپردازید، باز هم مناطقی وجود خواهند داشت که هنوز ملاقاتشان نکرده اید! مناظر بی نظیری در طبیعت گوشه و کنار ما، در انتظار ماجراجویی های افراد علاقه مند هستند اما اگر به دلیل مشغله های زندگی امروزی، این امکان برایتان وجود ندارد با ماه همراه باشید تا سفری به جالب ترین دیدنی های طبیعت خدا دادی خود داشته باشیم.
+ Cordillera del Paine؛ شیلی
نیروی حاصل از یخبندان هایی که در این منطقه رخ داده اند، چشم اندازی باورنکردنی را به ارمغان آورده اند. کوه هایی که در این ناحیه می بینید، توسط دره هایی کوچک از یکدیگر جدا شده اند.
این پارک ملی در سال 2013 به عنوان پنجمین نقطه زیبای جهان توسط انجمن نشنال جئوگرافی معرفی شد.
Cordillera del Paine؛ شیلی
+ Elephant Island؛ قطب جنوب
این منطقه، جزیره ای با کوهستان هایی پوشیده از یخ است که در قطب جنوب واقع شده است. Elephant Island تنها از اواخر اکتبر تا اواخر ماه مارس قابل دسترسی است در نتیجه اگر به چنین ماجراجویی هایی علاقه دارید و نمی خواهید از سرما نیز یخ بزنید، این تایم بهترین زمان ممکن خواهد بود. می توانید روی عرشه کشتی از تماشای نهنگ ها لذت ببرید.
این منطقه، جزیره ای با کوهستان هایی پوشیده از یخ است که در قطب جنوب واقع شده است
+ Dettifoss؛ ایسلند
Dettifoss بزرگ ترین آبشار در قسمت شمال شرقی ایسلند است. حجمی معادل 200 تا 500 متر مربع آب در هر ثانیه، از این آبشار جاری می شود که البته این حجم نیز بستگی به میزان ذوب یخ ها در تابستان دارد. می توانید با اقامت در مهمان خانه های محلی این منطقه، از زیبایی بی نظیر آبشار لذت ببرید.
Dettifoss بزرگ ترین آبشار در قسمت شمال شرقی ایسلند است
+ Scottish Highlands؛ اسکاتلند
این ناحیه با زیبایی خیره کننده، مناظر باستانی و موقعیت جغرافیایی خود هر توریستی را جذب می کند. پاییز بهترین زمان ممکن برای بازدید از این منطقه است چرا که بارندگی و سرما کمتر خواهد بود.
Scottish Highlands با مناظر باستانی و موقعیت جغرافیایی خود هر توریستی را جذب می کند
+ Grand Canyon؛ آمریکا
به راستی یکی از دیدنی ترین عجایب هفت گانه جهان خلقت، همین گرند کنیون خواهد بود. این منطقه که از فرسایش سنگ ها به وسیله رود کلرادو به وجود آمده است، تاریخی دو میلیون ساله از تغییر و تحول را در دل دارد. بهترین زمان برای سفر به این منطقه، مارس تا می و سپتامبر تا نوامبر است، دقیقا بازه ای که درجه گرمای روز رو به کاهش می گذارد.
یکی از دیدنی ترین عجایب هفت گانه جهان خلقت، همین گرند کنیون خواهد بود
+ Machu Picchu؛ پرو
شهر گمشده اینکاها؛ ماچو پیچو به راستی بارز ترین نماد دنیای اینکاها است. این سازه که در 80 کیلومتری کوسکو واقع شده است، طی قرن ها با پوشش جنگل ها در اطرافش پنهان مانده بود تا این که در سال 1911 توسط تاریخ شناس آمریکایی به نام هیرام بینگهام، پرده برداری شد. با این که هر موقعی ممکن است در این منطقه باران بگیرد، ماه اکتبر تا آوریل، بازه بارانی این ناحیه نامیده می شود.
شهر گمشده اینکاها؛ ماچو پیچو به راستی بارز ترین نماد دنیای اینکاها است
+ Peyto Lake؛ کانادا
این دریاچه که توسط یخچال های منطقه تامین می شود، رنگ آبی خاصی به آن می بخشد. بهترین زمان برای کوهنوردی در این منظره زیبا، ماه ژوئن تا سپتامبر خواهد بود.
آب دریاچه Peyto Lake توسط یخچال های منطقه تامین می شود و رنگ آبی خاصی به آن می بخشد
+ Seljalandsfoss؛ ایسلند
با سفر به این منطقه رویایی می توانید شاهد استخری بزرگ و سرسبز باشید که پر از پوشش گیاهی بکر و بی نظیر است. آبشاری که در اینجا وجود دارد، به زیبایی های منطقه افزوده است و در تمام طول سال نیز برای بازدید عموم آزاد است با این حال بهترین زمان برای سفر ژوئن تا سپتامبر است.
Seljalandsfoss یکی از زیبایی های طبیعت است که مسافران زیادی به سوی خود جذب میکند
+ Northern Lights؛ ایسلند
شفق قطبی را می توان هیجان انگیز ترین پدیده طبیعی نام نهاد که بهترین زمان برای لذت بردن از آن ماه سپتامبر تا اواسط آوریل است.
شفق قطبی را می توان هیجان انگیز ترین پدیده طبیعی نام نهاد
+ Iguassu Falls؛ آرژانتین
این آبشار از آبشار ویکتوریا عریض تر و از آبشار نیگارا بلند تر است و از جمله مکان های است که حتما باید یک بار از آن بازدید کنید.
آبشار «Iguassu Falls» از آبشار ویکتوریا عریض تر و از آبشار نیگارا بلند تر است
+ Puerto Natales؛ شیلی
این منطقه یکی از بهترین ساحل های دنیا برای سفر را در دل خود جای داده است. بهترین زمان برای بازدید نیز نوامبر تا اوایل مارس خواهد بود.
منطقه«Puerto Natales» یکی از بهترین ساحل های دنیا برای سفر را در دل خود جای داده است
منبع: 118safar.com
دور دنیا با یک کلیک
زیباترین شگفتی های طبیعت