بلغور یکى از مواد غذایى است که از نظر مواد مغذى شفابخش بسیار ارزشمند است
بلغور براى انواعى از ناراحتى ها از جمله براى رفع یبوست و کنترل بیمارى دایورتیکولار و کنترل بواسیر مفید باشد.
بلغور یکى از مواد غذایى سنتى ایران و در عین حال از نظر مواد مغذى شفابخش بسیار ارزشمند است. متأسفانه در حال حاضر بخصوص در شهرها از الگوى غذایى مردم تا حدود زیادى حذف شده است ولى برعکس در کشورهاى مغربزمین بخصوص در امریکا با توجه به جوانب درمانى آن در ردیف مواد غذایى مورد توجه گروه روشنفکر و دانشمندان تغذیه قرار گرفته و به انواع مختلفه تهیه و در بازار عرضه مىشود.
برخلاف اغلب دانه هاى غلات و حبوبات که تا حدودى دیرپز هستند، بلغور چون قبلا نیمپخته شده و خشک شده است خیلى زود مىپزد. در ایران بلغور را در روستاها با آسیاهاى دستى به شکل گندم نیمکوب درمى آورند و بسته به معمول هر محل در برخى نقاط ریزتر و در بعضى نقاط درشت تر مى باشد. و به طور کلى دو نوع است بلغورى که از گندم با پوست تهیه مىشود و بلغورى که با گندم سفید کرده و بدون پوست تهیه مى شود که در اینجا بلغور مفید مورد نظر ما بلغور با پوست است.
در مراکز تحقیقات بین المللى و در کانادا و امریکا تحقیقات زیادى در مورد آثار درمانى بلغور به عمل آمده از جمله تحقیقات نشان مى دهد که خوردن بلغور مى تواند نقش مهمى در جلوگیرى از سرطان کولون و سرطان پستان و دیابت داشته باشد به علاوه چون داراى مقدار قابل ملاحظه اى فایبر غیر قابل حل در آب است مى تواند براى انواعى از ناراحتى ها از جمله براى رفع یبوست و کنترل بیمارى دایورتیکولار و کنترل بواسیر مفید باشد.
بلغور معمولا به سه شکل عرضه مىشود:
1- بلغور کم کوب که دانه هاى آن درشت و هم عرض دانه هاى برنج است و براى پختن غذایى به شکل پلو و یا مخلوط با برنج مصرف مى شود. در برخى موارد گندم کامل که قبلا جوشیده شده باشد عینا خشک شده و عرضه مى شود.
2- بلغور نیمکوب که براى تهیه صبحانه به کارمى رود که تنها و یا مخلوط با شیر یا عسل مى خورند.
۳٫ بلغور ریزکوب که براى تهیه انواع دیگرى از غذاها از جمله براى تهیه نوعى سالاد عربى به نام تابوله(Tabbouleh) به کارمىرود.
نقش بلغور در رفع خطر از مواد شیمیایى بیمارى زا که وارد بدن مى شوند.
هر قدر در تهیه مواد براى رژیم غذایى دقت شود که بهداشتى و سالم باشند ولى باز خواه ناخواه هر روز در معرض برخورد با تعدادى مواد شیمیایى خطرزا خواهیم بود. دو دسته از انواع این گونه مواد خطرآفرین که جلوگیرى از تماس و برخورد با آنها بسیار مشکل و شاید غیر عملى باشد مواد نیتراتها و ترکیبات شیمیایى نیتریتها هستند.
ترکیبات نیتراتها معمولا در اغلب سبزیجات نظیر چغندر- کرفس- کاهو و نظایر آن وجود دارند و نیتریتها به طور کلى موادى هستند که معمولا به فرآورده هاى غذایى تجارتى نظیر ماهى دودى و انواع کنسروها و فرآورده هاى گوشتى تجارتى براى نگهدارى و جلوگیرى از خراب شدن آنها مى زنند.
این ترکیبات شیمیایى به طور مستقل و بخودى خود عیبى ندارند و مضر نیستند ولى همینکه همراه مواد غذایى خورده مى شوند، در بدن انسان تبدیل به ترکیبات مضرّ سرطانزایى به نام نیتروزامینها مى شوند. و چون تقریبا اجتناب از خوردن نیتراتها و نیتریتها در جوامع فعلى جهان عملى نیست، بنابراین راه حل دیگر براى گریز از برخورد با ضررهاى آنها رژیم غذایى مناسب و استفاده از مواد غذایى است که بتواند با آنها مبارزه کند و بلغور یکى از آن قبیل مواد غذایى است که در این باره مىتواند خیلى کمک کند و مفید باشد. دکتر لیلیان تامپسون استاد علوم تغذیه در دانشگاه تورنتو مى گوید در بلغور یک ترکیب شیمیایى وجود دارد به نام فرولیک اسید”(Ferulic acid) که در بدن از تبدیل مواد نیتراتها و نیتریتها به ماده خطرزاى نیتروزامین ممکن است جلوگیرى کند.
بعلاوه بلغور مى تواند از راه دیگرى نیز براى جلوگیرى از سرطان کمک کند، آن وجود موادى است در بلغور به نام لینان لینانها سرشار از مواد مبارز با سرطان هستند و بخصوص براى پیشگیرى از سرطان کولون (روده بزرگ) و پستان مفید مىباشند.لینانها داراى خاصیت ضد اکسیدکننده مى باشند یعنى با مولکولهاى اکسیژن مخرّب (رادیکالهاى آزاد) مى جنگند و قبل از اینکه آنها بتوانند به سلولهاى سالم آسیبى برسانند، آنها را مى بلعند. دکتر تامسون مى گوید لینانها حتى در مواقعى که تغییرات سرطانى اتفاق افتاده باشد نیز سلول را تحت مراقبت و محافظت قرار داده و مانع مى شوند که روند پیشرفت سرطان از کنترل خارج شود.
نقش بلغور براى قلب
به طورىکه در مقالات قبلى شرح داده شده رادیکالهاى آزاد در سرطانى شدن سلولها سهم دارند و بعلاوه رادیکالهاى آزاد در ایجاد آسیب به رگهاى خونى نیز شرکت دارند و زمینه را براى مبتلا شدن به بیمارىهاى قلبى آماده مى نمایند.
لینانها براى کمک به قلب از طریق حفظ و حمایت کلسترول نرمال نیز مؤثر مى باشند. ممکن است ذکر اینکه، چون بلغور براى حفظ کلسترول مؤثر است، به عنوان یک غذاى شفابخش مورد توجه قرار مى گیرد، براى عدهاى از مردم تعجب آور باشد زیرا با گفته هاى دیگر دانشمندان تغذیه که همه جا صحبت از روشهایى براى کاهش کلسترول است ظاهرا متناقض به نظر مى رسد، ولى اینطور نیست زیرا کلسترول در مواقعى مضر است که مولکولهاى آن به خصوص مولکولهاى جزء بد کلسترول ، مورد حمله رادیکالهاى آزاد قرار گیرند و مسموم شوند و در جدار رگهاى خونى رسوب کرده موجب تنگ شدن عروق خونى و ایجاد اختلال در گردش جریان خون و مآلا موجب ناراحتى قلبى شوند، و الّا اگر کلسترول یعنى جزء بد آن(LDL) مسموم نشود و مقدار جزء خوب آن یعنىHDL نیز به مقدار کافى بالا باشد، کلسترول ذاتا از مواد بسیار لازم و ضرورى بدن انسان مى باشد. بنابراین هر ماده غذایى از جمله بلغور که کلسترول را از آسیب رادیکالهاى آزاد حفظ مى کند مىتواند خدمتى به قلب کرده و از بیمارىهاى قلبى تا حدودى جلوگیرى نماید.
بلغور براى انواعى از ناراحتى ها از جمله براى رفع یبوست بسیار مفید است
نقش بلغور در کمک به کاهش حدت بیمارى دیابت
دکتر دیوید جنکیدس استاد علوم تغذیه و پزشکى در دانشگاه تورنتو مى گوید، بلغور از طریق دیگر نیز مى تواند به سلامت انسان کمک کند. زیرا بلغور داراى ضریب شیرینى نسبتا پایین است (در حدود ۶۹- ۶۰) در مقایسه با گلوکز که صد است. توضیح این مطلب این است که قند و یا به عبارت صحیح تر نشاسته اى که در بلغور وجود دارد خیلى آهسته تر از گلوکز و به تدریج در جریان هضم، هیدرولیز شده و به صورت قند قابل جذب درآمده و وارد جریان گردش خون مى شود، و این کار نه فقط در ثابت نگهداشتن سطح قند خون کمک مى کند که براى اشخاصى که مبتلا به دیابت هستند خیلى مهم است، بلکه ممکن است نقش مؤثرى نیز در کاهش خطر براى قلب داشته باشد.
بلغور سرشار از فایبراست
اگر مقدار فایبر در مواد غذایى بیشتر باشد مقدار کاهش کلسترول بیشتر محسوس است و خطر سرطان و دیابت نیز کمتر مى شود، و به بیمارىهاى هاضمه اى نظیر یبوست و بواسیر کمک مى کند.
بلغور سرشار از فایبر است، در یک پیمانه بلغور در حدود ۸ گرم فایبر وجود دارد که در حدود ۱- ۳ نیاز روزانه توصیه شده براى بدن را تأمین مىکند. و در مقایسه با برنج سفید که در یک پیمانه آن فقط ۸/ ۰ گرم فایبر وجود دارد قابل ملاحظه است.
خواص مهم بلغور ناشى از وجود فایبر غیر قابل حل در آن است. این نوع فایبر در مجارى هاضمه و در روده ها شکسته نمىشود و جذب نمى گردد، در روده مى ماند و آب زیادى جذب مى کند و درنتیجه مدفوع حجیمتر و سنگینتر شده و راحتتر در روده ها حرکت مى کند و آسانتر و سریعتر دفع مى شود و مواد مضر سرطانزاى موجود در روده بزرگ نیز همراه مدفوع قبل از اینکه فرصت ایجاد خطرى براى کولون بکنند از بدن خارج مى شوند.
در یک تحقیق ۴ ساله که در مرکز تحقیقات پزشکى در نیویورک سیتى در بیمارستان نیویورک به عمل آمده محققان ۵۸ نفر مرد و زن داوطلب را که مبتلا به پولیپ روده بودند از نظر تأثیر رژیم غذایى مورد مطالعه قرار دادند. در این تحقیق به عده اى از مردان و زنان داوطلب روزانه در رژیم غذایى آنها مقدارى سبوس گندم که داراى ۲۲ گرم فایبر غیر قابل حل بود منظور شده بود و عدهاى دیگر از مواد غذایى معمولى خود که میزان فایبر آن خیلى کم بود استفاده مى کردند. پس از خاتمه مدت آزمایش داوطلبان مورد بررسى کامل و دقیق پزشکى قرار گرفتند و مشاهده شده است گروهى که در رژیم غذایى خود از ۲۲ گرم فایبر هر روز استفاده مى کردند یعنى از مواد غذایى مى خوردند که روزانه ۲۲ گرم فایبر را تأمین مى کرد در مقایسه با گروهى که در رژیم غذایى خود از فایبر استفاده نمى کردند، به احتمال بیشترى پولیپ هاى آنها منقبض و کوچک شده و در مورد بعضى از آنها به کلى از بین رفته است.
فایبر غیر قابل حل در آب، براى رفع یبوست نیز مؤثر است و دفع سریعتر مدفوع باعث مىشود که مواد مضرّ سرطانزاى داخل روده بزرگ پیش از این که ایجاد آسیبى در سلولهاى سالم بکنند از صحنه خارج شده و همراه مدفوع دفع مى شوند به علاوه جلوگیرى از یبوست خود براى کنترل بواسیر و بیمارى دایورتیکولاریس نیز مفید است.
بالاخره بلغور منبع سرشارى از مواد معدنى مورد نیاز بدن است و علاوه بر آهن و فسفر و روى در یک پیمانه بلغور مواد زیر موجود است:
– یک میلى گرم منگنز که در حدود نصف نیاز روزانه از بدن را تأمین مى کند. منگنز براى حفظ سلامت استخوانها و اعصاب و دستگاه تناسلى مفید است.
– ۱۵ میکروگرم سلنیوم(Selenium) که در حدود ۲۲ درصد نیاز روزانه بدن را تأمین مى کند و براى حفظ و حمایت قلب و تقویت سیستم دفاع طبیعى بدن کمک مى کند.
– ۵۸ میلىگرم منیزیوم که ۱۵ درصد نیاز روزانه بدن را تأمین مى کند و به تنظیم ضربان قلب و فعالیت و اعصاب و انقباض عضلات و تشکیل استخوانها کمک مى کند.
منبع: boalii.ir
یوگا فعالیتی بدنی است که اندیشیدن آدمی را نیز تغییر میدهد
یکی از سنین حساس سن بلوغ و تغییرات هورمونی و روحی و روانی دوران نوجوانی است. دورانی حساس که ناراحتیهایی مانند: اضطراب، نگرانی، افسردگی و پرخاشگری را به دنبال خواهد داشت.
یوگا را انتخاب میکنیم که در کنار انعطاف بخشیدن به عضلات و تقویت اندامها، تمرکز فکر آرامسازی ذهن را به دنبال داشته باشد. ورزشی که سلامت تن و روان را به ارمغان میآورد و اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک را موزون و متعادل میسازد.
یوگا به طور کلی نه به جسم میپردازد و نه به روح، بلکه وحدتی را بین این دو ایجاد میکند. در زبان سانسکریت کلمه یوگا به معنای "وحدت" آمده است، وحدت بین بدن و روح، خورشید و ماه، مرد و زن و پیر و جوان. یوگا مختص به قشر و یا سنی خاص نیست. یکی از سنین حساس سن بلوغ و تغییرات هورمونی و روحی و روانی دوران نوجوانی است.
دورانی حساس که ناراحتیهایی مانند: اضطراب، نگرانی، افسردگی و پرخاشگری را به دنبال خواهد داشت. یوگا یکی از بهترین روشهایی است که میتواند برای گذر از این دوران و بهبود ناراحتیهای ایجاد شده، کمکرسان باشد. در این مطلب تأثیر تمرینهای یوگا را برای نوجوانان مطرح میکنیم.
استرس بیش از حد یکی از مهمترین ناراحتیهاییاست که نوجوانان با آن دست به گریبان هستند، برای از بین بردن این مشکل 5 تمرین را در ادامه میخوانید.
1. تخلیه فشار عصبی
از شخص نوجوان بخواهید بنشیند و دستهای خود را مشت کند. سپس با کمک بالشتک دست، شروع به ضربه زدن به بدن خود و هم زمان ایجاد صدا نماید. ضربه زدن را از بالای سر تا پایین بدن شروع کند و به ترتیب در ادامه شانهها، بازوها، قفسه سینه و کمر را ضربه بزند. قدرت ضربهها را هر میزان که خودش میخواهد تنظیم کند. تکرار این تمرین تأثیر بسیار زیادى بر تخلیه فشارهاى عصبی، استرس و اضطراب مىگذارد.
یوگا یکی از بهترین روشهایی است که میتواند برای گذر از دوران نوجوانی کمکرسان باشد
2. وضعیت نیمه مرکز
وضعیت نیمه مرکز وضعیتی بسیار مفید برای کاهش استرس است. از آنجایی که این وضعیت تاثیرى مستقیم بر روی بخش بالایی کلیهها میگذارد، بنابراین میزان آدرنالین و کورتیزول را به وضعیت متعادل باز میگرداند. از نوجوان خود بخواهید به شکم دراز بکشد و دستها و پاهای خود را صاف کند (دستها به سمت جلوی بدن). حال با یک دمدست راست، پای چپ و بالاتنه را بالا بیاورد، بعد از چند ثانیه حرکت را با سمت دیگر بدن تکرار کند. پس از 5 دور، بدن را در وضعیت وانهاده قرار دهد و سبک شدن بالا تنه و ایجاد استحکام در بخش پایینی بدن را احساس کند.
3. تمرین تنفس (ایجاد تازگى در بدن)
تمرینهای تنفسی یوگا تأثیر بسیار مثبتی در ایجاد آرامش و تمرکز در ذهنهای ناآرام میگذارند. از شخص بخواهید در وضعیت راحت با ستون مهرههای صاف بنشیند. دستها بر روی شکم باشند و یک دم و باز دم عمیق انجام دهد. مرتبهی بعد، با هر دم هوای تازه را وارد بدن کند و با بازدم همهی ناراحتیها، نگرانیها و بهم ریختگیها را بیرون بریزد. این تمرین را مىتوان به مدت ٣ دقیقه ادامه داد تا تمامى تنشهاى ذهنى و روانى تخلیه شود.
4. تمرین تنفسى (بیرون ریختن رنگ خاکستری)
اگر تمرین تنفسی قبلی تاثیر کافی بر کاهش تنشها نگذاشت، میتوانید از این تمرین استفاده کنید. در این تمرین از نوجوان بخواهید تمام فشارهاى عصبى و اضطرابهاى خود را یک توده خاکسترى رنگ تصور کند. دَم عمیق بگیرد با بازدم توده خاکسترى را از بدن خارج کند. با تنفس بعدى به خروج رنگ خاکستری از طریق بازوها و انگشتان دست توجه کند. سپس به خروج رنگ خاکستری از سرتاسر رانها، ساق و انگشتان پا و این تنفس را تا زمانی که دیگر رنگ خاکسترى در بدن و ذهن وجود ندارد ادامه بدهد.
5. تجسم درخت نگرانى
از نوجوان بخواهید به پشت در یک وضعیت راحت قرار بگیرد. چشمها بسته باشد و چانه را به حفره گلو نزدیک کند. دم و بازدم بسیار آرام و به دور از تنش. شخصى در کنار نوجوان تصویرسازى زیر را براى او بیان کند:"یک درخت بزرگ را تصور کنید. شاخهها، برگها و میوههای آن را ببینید. این درخت، درخت نگرانی شماست. مکانی که میتوانید تمام نگرانیها و اضطرابهای خود را به آن آویزان کنید. تصور کنید که به آن نزدیک شده و بالا میروید. حال همهى ناراحتیهای خود را به آن آویزان کنید و در همانجا رها کنید. شما هر زمان که بخواهید میتوانید به این درخت بازگردید او دوست و همراه شماست."
یوگا را تنها به چشم آموزش نبینیم. یوگا فعالیتی بدنی است که اندیشیدن آدمی را نیز تغییر میدهد. همانقدر که یک اختلال یا آشفتگی ذهنی میتواند آثاری بر جسم آدمی بگذارد، در مقابل اختلالی که بدن را تحت تأثیر قرار دهد ذهن را نیز درگیر خود میکند. پس از امروز تصمیم بگیریم روشی را در آموزش ارتقای روح و جسم انجام دهیم که نتیجهاش سلامت هر دوی آنها باشد.
منبع : نینی سایت
سلامتی و تندرستی با ورزش
با این حرکات، بدن تان را سم زدایی کنید بهترین تمرینات ورزشی برای مدیریت استرس توصیه هایی برای کاهش خطر آسیب دیدگی در ورزش یوگا چند تاثیر ورزش برسلامتی چگونگی انجام یوگا برای از بین بردن استرس یوگا و کمک به درمان برخی از بیماریها
وقتی ازدواج یک دختر و پسر جدی می شود اولین نگرانی والدین دختر تهیه جهیزیه است
دو سال از آغاز عقد من و همسرم می گذرد. همسرم مهندس یکی از شرکتهای معتبر ساختمان سازی است و درآمد خوبی دارد. خانواده همسرم نیز از لحاظ مالی در سطح مالی خوبی قرار دارند. البته خانواده من نیز وضعیت مالی بدی ندارند و پدرم یک کارمند تحصیل کرده است اما از آنجاییکه ما سه خواهر هستیم و هر سه ما به فاصله کوتاه ازدواج کردیم، پدرم برای تامین هزینه جهیزیه به شدت تحت فشار قرار گرفته است.
همسر من شش ماه بعد از عقد، آمادگی داشت که مراسم بگیرد و ما به خانه خودمان برویم؛ آن هم مراسمی مجلل و باشکوه اما از آنجا که پدرم نمی توانست جهیزیه مورد نظر خود را تامین کند دایما این مراسم را با بهانه ای به تعویق انداخته ایم.
اکنون هم برای تامین جهیزیه من بسیار تلاش می کند و از هر چیزی گران ترین را تهیه می کند و من فشار بر پدرم را کاملا احساس می کنم خصوصا که نگران است که من از طرف خانواده همسرم تحقیر شوم(چون تجربه این چنینی در زمان ازدواج خواهر اولم داشتیم)و یا جهیزیه من متناسب با مراسمی که خانواده پسر می گیرد یا متناسب با خانه ای که همسرم تهیه کرده است نباشد.
همه این مسایل باعث شده که بسیار نگران پدرم باشم و عذاب وجدان دست از سرم بر نمی دارد؛ از یک سو از قضاوت اطرافیان هراس دارم و نمی توانم مانع خریدهای بی حد و حصر پدرم شوم و از طرف دیگر بار مالی شدید که پدرم متحمل شده است را نمی توانم تحمل کنم.
ازدواجی که باید آسان باشد اما...
ازدواج از ضروریات زندگی انسان به شمار می آید و هدفها و نیازهای بی شماری را تأمین می کند. هر جوانی طبعاً به ازدواج و تشکیل خانواده علاقه دارد و نیازهای درونی، او را در اقدام به آن دعوت می کند و باید هر چه زودتر خواسته های طبیعی خود را اجابت کند و کانون خانواده را برقرار سازد.
باید توجه داشت که ازدواج یک امر ساده و یک نیاز طبیعی است که زن و مرد به یکدیگر دارند. دو رکن اصلی ازدواج، زن و مرد هستند که در خطبه عقد، پیمان زندگی مشترک می بندند، که در اداره زندگی تشریک مساعی نمایند و تا پایان امر نسبت به همدیگر وفادار باشند اما همین امر ساده امروز تبدیل به یک مشکل و چالش جدی در خانواده ها شده است.
وقتی صحبت از ازدواج یک دختر و پسر جدی می شود اولین نگرانی که به ذهن والدین دختر می رسد تهیه جهیزیه است.
وقتی جهیزیه تبدیل به چالش می شود
متاسفانه تهیه جهیزیه یکی از بنیادی ترین مشکلات خانواده های ایرانی به هنگام ازدواج دخترشده است. پدر و مادرهایی که پس از پذیرش داماد، دخترشان را برای زندگی مشترک آماده کرده اند، پس از دوره نامزدی یا پیوند زناشویی، به تکاپو می افتند که جهیزیه تهیه کنند؛ اما خرید همین جهیزیه ٌکه باید به هدف آغاز زندگی نو دو جوان باشد سد زندگی جوانان شده است.
جوانان با چشم داشت های بی جا و درخواست وسائل غیرضروری، خانواده ها را زیر فشار می گذارند و از سوی دیگر، خانواده ها نیز با چشم وهمچشمی، بر درخواست های بی مورد جوانان دامن می زنند.
گاه بسیار پیش می آید که تهیه جهیزیه به اختلاف خانوادگی تبدیل می شود؛ که برآمده از نبود الگوی خرید جهیزیه است. به سخن دیگر، موردهای جهیزیه روشن نیست و هر خانواده برای خود الگویی جداگانه دارد.
حال آنکه ملاک باید تهیه وسائل غیراشرافی و بسیار ضروری باشد. مانند تهیه وسائلی که بدون آن نمی توان زندگی آسوده ای داشت.
امروز نداشتن تواناییِ مالی پدر عروس برای تهیه جهیزیه، مشکل بسیاری از خانواده های ایرانی است. این فرهنگ نادرست وجود دارد که تهیه همه وسائل زندگی، به دوش پدر عروس است؛ که چشم داشت های بی جا و خودخواهی ها به این مشکل دامن می زند و در صورت ناتوانی پدر، به کوچک شدن وی در میان فامیل می انجامد؛ و گاه زمینه ساز مشکلات پس از آن در زندگی خانوادگی می شود.
امروز نداشتن تواناییِ مالی برای تهیه جهیزیه، مشکل بسیاری از خانواده ها است
چه باید کرد؟
قطعا اکثر جوانان علاقه دارند یک زندگی کامل و حتی مدرن را شروع کنند و در میان دوستان و هم دوره ای های خود بهترین ها را داشته باشند اما این خواسته چقدر با واقعیت تناسب دارد و آیا عادلانه هست یا خیر، موضوعی که باید در خانواده های ایرانی فرهنگ سازی جدی شود و هم خانواده دختر و هم خانواده پسر این باور را در ذهن جوان خود تقویت کنند که شروع زندگی مشترک یعنی آغاز ساختن با یکدیگر.
قرار نیست همه امکانات و تشریفات یک جا وارد یک خانواده نوپا شود و برای رضایت قلبی دختر و پسر یا ایجاد یک فضای رقابتی در میان جوانان همدوره، خانواده های دو طرف خصوصا خانواده دختر تا این حد متحمل مشکلات مالی گردد.
جوانان باید یاد بگیرند که حتی اگر توانایی مالی والدین خوب هم بود برای تامین مایحتاج زندگی حریص نباشند و به جای تمرکز بر تشریفات و تجملات، صرفا به ملزومات جهیزیه بسنده کنند.
جوانان می توانند دربارهِ لوازم ضروری زندگی مشترک زیاد سخت گیری نکنند و با مدلهای ساده تر زندگی را آغاز کنند. اما مشکل این است که جوانان می خواهند از همان آغاز، بهترین ها را داشته باشند؛ و از آن جایی که الگویی درست در خرید جهیزیه ندارند، خواستار وسائل گرانبها می شوند و خانواده شان را به دردسر می اندازند.
خردمندانه آن است که خانواده ها بر پایهِ توان مالی خود برای تهیه وسائل ضروری یک زندگی مشترک اقدام کنند و زیر فشار دیگران و خرید وسائل غیرضروری نروند و خود را بدهکار نکنند.
به خانواده ها سفارش می شود که برای جوانان روشن کنند که آغاز یک زندگی نو با کمترین امکانات نیز شدنی است و نباید از همان آغاز، چشم داشت یک زندگی مرفه را داشته باشند.
منبع: تبیان
دانستنیهای قبل و بعد از ازدواج
ماراتن جهیزیه در ایران ازدواج امام علی باحضرت زهرا اما و اگرهای خرید جهیزیه جهیزیه خوب چه جهیزیه ای است؟ ریزه کاریهای خرید جهیزیه نامزدی و دعوا
هدف از گرفتن مراسم عروسی این است که زن و شوهر آغاز زندگی مشترکشان را اعلام کنند
هدف از گرفتن مراسم عروسی این است که زن و شوهر طی مراسمی مسرت بخش آغاز زندگی مشترکشان را به آشنایانشان اعلام کنند و آنها را در شادی این رویداد زیبا با خود همراه کنند. اما چه بسیارند عروس و دامادهایی که با مقدم شمردن افراطی دیگران، به این همراهان موقتی اجازه می دهند که فرصت چشیدن طعم شیرین این روزهای به یاد ماندنی را از آنها بگیرند!
اردیبهشت ماه بود. یک جمعه شب نیمه ابری با رگبارهایی که مدام قطع و وصل می شد. ما، یعنی من و مسعود، به همراه خانواده های هر دو طرف برای شام به پارک رفته بودیم. بعد از شام که زحمت آن را مادرهایمان کشیده بودند، پدر مسعود دوباره سر حرف تاریخ عروسی را باز کرد. پدر من هم در تأیید اینکه ما نباید بیشتر از این عقد باقی بمانیم پی حرف را گرفت و برادر کوچکم را فرستاد تا از ماشین تقویم را بیاورد. تقویم که آمد دوباره رایزنی ها شروع شد. مادر من خرداد را مناسب نمی دانست چون چند تا از فامیل هایمان قبلاً سفارش داده بودند که در این ماه چند تا عروسی دارند و آخر هفته خالی ندارند. از صحبت های مادر و خواهر مسعود هم فهمیدیم که تیر ماه هم فرصت خوبی برای عروسی گرفتن نیست چون فلان فامیل زایمان می کند، فلانی سفر است، آن یکی پسرش کنکور دارد نمی آید و ... خلاصه بعد از کلی کش و قوس کاشف به عمل آمد که سه شنبه 5/5/95 شبی است که هیچ یک از فک و فامیل دو طرف برنامه ای ندارد. من و مسعود که دیگر از این بحث تکراری خسته شده بودیم و زورمان هم به خانواده هایمان نمی رسیدیم همین تاریخ را گرفتیم و چسبیدیم.
جهاز بُرون
از فردای آن روز بازار گردی های من و مادرم دوباره شروع شد. در این یک سال عقد، تقریباً همه جهیزیه ام را خریده بودیم ولی مادرم معتقد بود که هنوز چیزهایی کم است. هر روز به همین ترتیب می گذشت تا اینکه تیرماه به نیمه رسید. شنبه صبح بود که جهیزیه ام را به خانه خودمان بردیم. من بودم، مادرم، خاله ام و دخترش. تا شب قسمت زیادی از جهیزیه را چیدیم، بسیار مرتب و منظم.
موقع رفتن در خیابان یکی از فامیل هایمان را دیدیم و به خیال اینکه او هم از جهاز بُرون من خوشحال شده به او گفتیم که همسایه اش شده ایم. به یک ساعت نرسید که تماس ها و پیام های عمه و زن عمو و عمو زاده ها و عمه زاده ها و دایی زاده ها و این و آن شروع شد، که چرا برای مراسم جهاز بُرون ما را دعوت نکردید؟ هر چه که گفتیم مراسمی نبود جز عرق ریختن و جابجایی وسایل، افاقه نکرد و چند تایشان قهر کردند. مادرم هم برای اینکه وضع از این بدتر نشود به آنها زنگ زد و رسماً ازشان خواست تا فردا برای چیدن باقی وسایل بیایند.
در این گیر و دار مادر و خواهر و زن برادر مسعود هم برای اینکه از قافله عقب نمانند سر ظهر با یک جعبه شیرینی و مقداری میوه پیدایشان شد. گروه جدید طی یک تبانی ناگفته کلاً چیدمان گروه قبلی را زیر سوال بردند و با چیدن وسایل ریز و درشت از جمله گاز پیک نیک و سیخ های کباب و ... روی میزها و گوشه و کنار خانه نوعی بی نظمی کسل کننده را ایجاد کردند، دلیلشان هم محکم بود «حالا که پدر و مادرت زحمت کشیده اند و خریده اند، چرا مردم نبینند؟»
با مقدم شمردن افراطی دیگران طعم شیرین این روزهای به یاد ماندنی را از خود نگیرید
آقا و خانم بازیگر
فقط یک هفته تا عروسی باقی مانده بود که فیلمبردار زنگ زد و یاد آوری کرد که فردا برای تهیه کلیپی که قرار است در مراسم عروسی مان برای خانم ها پخش بشود و بعد هم در فیلم عروسی مان بیاید به دفتر او برویم. صبح زود راه افتادیم و هنوز آفتاب در نیامده بود که به یک منطقه کوهستانی رسیدیم. فیلمبردار به ما گفت که چه باید بکنیم ولی من و مسعود که تا به حال بازیگری نکرده بودیم مدام خراب می کردیم. یک بار هم نزدیک بود من با مغز از کوه به پایین سقوط کنم که مسعود دستم را چسبید و خوشبختانه به خیر گذشت. بعد از پایان فیلمبرداری که غروب بود مثل دو تا جنازه به خانه هایمان برگشتیم.
شب عروسی
با اشک وارد سالن شدم. مهمان ها فکر کردند که من از همین اول گریه جدایی از پدر و مادر سر داده ام اما واقعیت این بود که آن لنزهای عسلی لعنتی چشمم را اذیت می کرد و بی اراده اشکم را جاری می کرد. تصمیم گرفتم که لنزها را در بیاورم ولی اطرافیان گفتند که رنگ چشمان خودت به رنگ و لعاب آرایشت نمی خورد و مردم متوجه این قضیه می شوند بنابراین بهتر است تحمل کنی. و این طور شد که من در شب عروسی ام به خاطر اشک هایم نه درست کسی را دیدم و نه جایی را!
پای تختی
فردا خیلی از مهمان ها دوباره دور هم جمع شدند و کادوهایشان را آوردند. البته باز هم من از این مراسم چیزی نفهمیدم چون آنقدر که حواس ها به گوینده ای که مقدار و نوع کادوها را اعلام می کرد و نویسنده ای که اقلام را در دفتری یادداشت می کرد بود، به من که چشم هایم به خاطر لنز دیشب مثل کاسه خون شده بود و درد داشت نبود!
خداحافظی
بعد از پای تختی همه شال و کلاه کردند که بیایند و خانه عروس و داماد را ببینند. آمدند و بعد از اینکه همه جا از جمله کشوهای فریزر و آفتابه لگن دستشویی را چک کردند ما را به خدا سپردند و بالأخره رفتند.
یک روز بعد
با زنگ تلفن از خواب پریدم. به ساعت نگاه کردم. باورم نمی شد که ساعت دوازده باشد. تلفن را برداشتم. مادرم بود که می گفت دم در فرودگاه هستند. آخر ما برای ماه عسل ساعت یک ظهر بلیط مشهد را رزرو کرده بودیم. مسعود را که طفلی هنوز بیهوش افتاده بود بیدار کردم. هر کداممان به سمتی می دویدیم. آن هم در میان اسباب اثاثیه ای که مدام به دست و پایمان گیر می کردند. آخر هم یکی از پیاله های سرویس آجیل خوری که به دستور یکی از همان جهاز چین ها روی عسلی کنار در اتاق خواب چیده شده بود افتاد و خرده شیشه هایش به پای مسعود فرو رفت.
به درمانگاه رفتیم و با چند بخیه برگشتیم. پرواز را از دست داده بودیم، حوصله کسی را هم نداشتیم. به همین خاطر به پدر و مادرهایمان گفتیم که چون می خواستیم شگفت زده شان کنیم با یک تور به ایرانگردی رفته ایم. چند روزی تلفن خانه را جواب نمی دادیم، روزها وسایل را مرتب می کردیم و شب ها چراغ خاموش رفت و آمد می کردیم تا مبادا آن آشنایمان ببیند. البته بد هم نشد، در این چند روز حسابی خوابیدیم!
منبع: تبیان
دانستنیهای قبل و بعد از ازدواج
راهنمای گام به گام برگزاری مراسم عروسی 12 نشانه عدم آمادگی افراد برای ازدواج 13 اصلی که قبل از فرارسیدن عروسی باید انجام دهید این طور برای عروسی آماده شوید باید و نبایدهای دیدار اول تهیه سور و سات عروسی
دوران عقد و نامزدی یکی از شیرین ترین دوران زندگی هر دختر و پسر جوانی است
دوران عقد و نامزدی یکی از شیرین ترین دوران زندگی هر دختر و پسر جوانی است. این دوران مرحله است برای شکل گیری و شروع یک زندگی، به این معنی که دختر و پسر در این دوران سعی در شناخت یکدیگر دارند و تصمیم می گیرند که آیا می توانند در ادامه مسیر زندگی در کنار هم باشند.
خیلی از نامزدی ها به مرحله پایانی و ازدواج ختم می شود ولی در بعضی نامزدی ها دختر و پسر به این نتیجه می رسند که نمی توانند زندگی شاد و مسالمت آمیزی رادر کنار یکدیگر داشته باشند پس تصمیم میگیرند نامزدی خود را پایان دهند. دوران نامزدی دوران مهمی است و درست رفتار کردن و درست تصمیم گرفتن در این مرحله می تواند نقش به سزایی در خوشبختی آینده داشته باشد.
برهم خوردن نامزدی خسارت یا موقعیت!!
تشکیل خانواده و زندگی زیر یک سقف امر بسیاری مهمی است. بسیاری از افراد برهم خوردن نامزدی را خسارتی بزرگ می دانند و از بروز این اتفاق بسیار هراس دارند در این میان می توان از خانواده هایی یاد کرد که از دوران نامزدی می ترسند و حتی عقد ماندن دختر در خانواده پدر را نمی پسندند. این گونه از افراد برهم خوردن نامزدی را نوعی ریختن آبرو می دانند و برای جلوگیری از این مشکل سعی می کنند دوران نامزدی وحتی عقد را به کمترین زمان ممکن تبدیل نمایند. حال جای یک سوال در اینجا باقی می ماند آیا برهم خوردن نامزدی بهتر از تشکیل یک خانواده بر پایه هایی ست و لرزان و یک زندگی نامطمئن نیست؟
اگر دو جوان قبل از اینکه زندگی خود را آغاز کنند بتوانند با شناخت و درک بیشتر و راهنمایی والدین تصمیم درستی بگیردند بهتر از یک عمر کشمکش، فرزندان سرگردان و زندگی سخت و طاقت فرسا است.
بسیاری از افراد برهم خوردن نامزدی را خسارتی بزرگ می دانند و از آن هراس دارند
دیگه خواستگار ندارم
زندگی در شهر های کوچک و روستاها دارای مزایای فراوانی است. در مورد ازدواج نیز شاید بتوان گفت که شناختی که در شهرها و روستاها نسبت به افراد و و خانواده ها وجود دارد حسن بزرگی برای ازدواج است زیرا دیگر هیچ خواستگاری غریبه نیست و خانواده ها یک شناخت کلی را نسبت به یکدیگر دارند. اما در این میان مشکلی وجود دارد که زندگی بسیاری از دختران جوان را با چالشی بزرگ مواجه کرده است. در بسیاری از روستا ها و شهرهای کوچک زمامی که نامزدی و عقد میان دختر و پسری برهم می خورد نوع نگاه ها تغییر می کند و سرنوشت دختر دستخوش نوع نگاه دیگران می گردد:
« دانشجوی سال سوم روانشناسی بودم که از یکی از شهرهای بزرگ اطراف با معرفی یکی از آشنایان خواستگاری برایم آمدتحقیقات و مراحل خواستگاری انجام شد و ما بین ما صیغه محرمیت خوانده شد تا بتوانیم در این مدت شناخت بهتری از هم پیدا کنیم، با گذشت مدتی متوجه بروز برخی ناهنجاری ها در رفتار نامزدم شدم و هر چه سعی کردم نتوانست تغییری در این رفتارها ایجاد کنم به همین دلیلی نامزدی ما بهم خورد.خبر به هم خوردن نامزدی درروستای کوچک ما پیچید نوع نگاهها تغییر کرد. از آن روز ها 5 سال میگذرد و دیگر هیچ خواستگار مناسبی برای من پیدا نشده، اگر هم خواستگاری بوده یا مردی مسن که زن و یچه هم داشته و یا مردانی زن مرده که به دنبال مادری برای فرزندانشان می گشتند. در این روستا به چشم یک زن مطلقه به کم نگاه می کنند . از این وضعیت خسته شده ام و دلم می خواهد از این روستا بروم»
اگر تحقیقی انجام دهید از این دست دختران در روستا ها و شهر های کوچ کم نیستند که قربانی نوع نگاه دیگران شده اند.
بسیاری از افراد برهم خوردن نامزدی را خسارتی بزرگ می دانند و از بروز این اتفاق بسیار هراس دارند در این میان می توان از خانواده هایی یاد کرد که از دوران نامزدی می ترسند و حتی عقد ماندن دختر در خانواده پدر را نمی پسندند. این گونه از افراد برهم خوردن نامزدی را نوعی ریختن آبرو می دانند و برای جلوگیری از این مشکل سعی می کنند دوران نامزدی وحتی عقد را به کمترین زمان ممکن تبدیل نمایند.
دختران بی گناه
کمی منطقی باشید این گونه از دختران گناهی مرتکب نشده اند آنها فقط تلاش کرده اند جلوی شروع یک زندگی نافرجام رابگیرند. دوران نامزدی دوران شناخت و گرفتن تصمیم نهایی است . در این دوران زندگی زناشویی آغاز نشده است که با برهم خوردن آن دختر مطلقه فرض شود. این اتفاق برای هر خانواده ای ممکن است بیوفتد و جلوی ضرر ازهر کجاگرفته شود به نفع خانواده خواهد بود.
در این میان نقش مسئولین فرهنگی و رسانه بسیار مهم است شواهد نشان گر آن است که کار فرهنگی و اطلاع رسانی دقیق در این زمینه و بالاتر رفتن سطح آگاهی می تواند مشکلات بسیاری از دختران جوان را حل کند دخترانی که نخواسته اند زندگی خود را بر روی نداشته ها بنا کنند ؛ دخترانی که به جرم گناه نکرده دیگر فرصتی مناسب برای آنها به وجود نمی آید و نامزدی نافرجام برای آنها تبدیل به پایان رویاهای زندگی خوب و سعادتمند شده است.
منبع: تبیان
دانستنیهای قبل و بعد از ازدواج
10 کلید برای شناخت نامزدتان ! بهترین مدت دوره نامزدی و مشکلات آن! زمان لازم برای آشنایی قبل ازازدواج 7 هشدار برای دوران عقد انشالله تو سرخ است! ( ازدواج ) تفاوت زندگی مشترک,بادوستی های عاشقانه