ورزش می تواند برای شما مفید باشد و همچنین گاه به سلامتتان آسیب وارد کند
75تا 90 دقیقه فعالیت فیزیکی شدید و بدون استراحت، مانند ماراتون سرعت، ورزش را از یک وسیلهی خوب برای سیستم ایمنی تبدیل به چیزی مضر میکند. مغز شما زمان طولانیمدت برای ورزشهای سخت مقاومتی را به عنوان استرس درک کرده و سیستم ایمنی را تحریک میکند.
مضرات ورزش کردن غیر اصولی
وقتی صحبت از ورزش می شود شاید شنیدن نام صدمه در کنار آن کمی عجیب باشد. ورزش می تواند برای شما مفید باشد و همچنین گاه به سلامتتان آسیب وارد کند. پس دقت کنید.
اشتباه می کنید، اگر مرتب ورزش نمیکنید
سی دقیقه فعالیت فیزیکی متوسط تا شدید مانند پیادهروی، شنا و دوچرخهسواری سطح سلولهای مبارزه کننده در سیستم ایمنی بدن را افزایش میدهد، مانند پادتنها، نوتروفیل و سلولهای کشندهی طبیعی. کسانی که بیشتر روزهای هفته ورزش میکنند خطر سرماخوردگی در آنها تا 50 درصد کاهش مییابد. هر بار که ورزش میکنید بدن سلولهای ایمنی مهمی از بافتهای ثانوی داخل جریان خون را به کار میگیرد. در این حالت این سلولها با سرعت بیشتری در بدن چرخیده و توانایی بدن برای مبارزه با ویروس و باکتریها کاهش مییابد.
اشتباه می کنید، اگر مرتب ورزش نمیکنید
اشتباه می کنید، اگر بیش از حد ورزش میکنید
75تا 90 دقیقه فعالیت فیزیکی شدید و بدون استراحت، مانند ماراتون سرعت، ورزش را از یک وسیلهی خوب برای سیستم ایمنی تبدیل به چیزی مضر میکند. مغز شما زمان طولانیمدت برای ورزشهای سخت مقاومتی را به عنوان استرس درک کرده و سیستم ایمنی را تحریک میکند. دلیل آن بروز نشانههای فیزیولوژیکی است که در زمان خطر مغز آن را درک میکند. ذخیرهی کربوهیدرات شما خالی میشود، دمای بدن بالا میرود و سلولهای ماهیچهای در هم میشکنند. فعالیتهایی که با کمی استراحت همراه باشند، مانند اسکی، وزنهبرداری و قایقرانی این تأثیر را بر بدن نخواهند داشت.
اشتباه می کنید، اگر در زمان ابتلا به آنفولانزا ورزش می کنید
اگر آنفولانزا دارید با ورزش خطر بیماری و عوارض جدی آن را زیاد میکنید. در طول ورزش جریان خون در قلب حدود پنج مرتبه بیشتر از مواقع عادی است. ویروس آنفولانزا میتواند روی قلب شما متمرکزشده و سبب التهاب در بافت قلب شود. فعالیت فیزیکی در زمان ابتلا به سرماخوردگی ضرر یا فایدهای ندارد اما ورزش همراه با آنفولانزا نهتنها ممکن است مشکل شما را بدتر کند بلکه حتی ممکن است کشنده باشد.
اشتباه می کنید، اگر کلاس یوگا نمیروید
کسانی که روزانه 40 دقیقه از وقت خود را صرف تمرین یوگا میکنند تغییر بینظیری در بهبود سیستم ایمنی آنها مشاهده شده و سطح هورمون استرس در آنها به مقدار چشمگیری کاهش مییابد. فعالیتهای یوگا محرک واکنشهای ریلکسیشن در بدن است که این سطح آدرنالین و کورتیزول را کاهش داده و میزان سیتوکین های التهابی که بر سیستم ایمنی تأثیر منفی دارند را کاهش میدهند. ( سیتوکین ها موادی هستند که از سلولهای متفاوت بدن ترشحشده و بر فعالیتهای سیستم ایمنی تأثیرگذارند )
منبع: mehrnews.com
به گزارش مهر به نقل از اینگجت، شرکت مدرس بنز از جدیدترین اتومبیل شاسی بلند خود با نام Generation EQ در نمایشگاه پاریس رونمایی کرد.

این خودرو از نوع الکتریکی و مفهومی به حساب می آید.

از دیگر ویژگی های این محصول جدید، بهره بردن از دو موتور الکتریکی با قدرت ۴۰۰ اسب بخار و ۵۱۶ پوند فوت گشتاور است.

قدرت صفر تا ۶۰ مایل بر ساعت Generation EQ کمتر از ۵ ثانیه و دارای باتری یون لیتیوم با توان ۷۰ کیلو وات ساعت است.
با یک بار شارژ کامل می توان ۳۰۰ مایل را با Generation EQ طی کرد.
..........
حلقه هوشمند اپل هم از راه رسید!
کمپانی اپل در حال ساخت محصول پوشیدنی جدیدی است که یک حلقه هوشمند بوده و می تواند امکانات جدیدی را در اختیار کاربرانش قرار دهد. در سال های اخیر، اپل علاوه بر تولید و عرضه اسمارت فون، تبلت، لپ تاپ و ... به ساخت گجت های فناورانه ای مانند ساعت های هوشمند روی آورده که نگاه های بسیاری را به خود جلب کرده است.
اکنون این کمپانی در حال ساخت محصول پوشیدنی جدیدی است که پتنت آن به ثبت رسیده و مربوط به حلقه هوشمندی است که با اتصال به اسمارت فون یا تبلت می تواند امکانات و قابلیت های جدید و متفاوتی را در اختیار کاربرانش قرار دهد.
اپل در رابطه با این حلقه هوشمند می گوید: « این پوشیدنی هوشمند دارای صفحه لمسی است که با لمس صفحه آن توسط کاربرانش فعال شده و به ارائه خدمات می پردازد. حلقه هوشمند اپل دارای میکروفونی است که دستورات صوتی را ممکن می کند. این گجت پوشیدنی حتی با حرکات دست کاربرانش می تواند پی به نوشته ای ببرد که در حال تحریر است.
حلقه هوشمند اپل دارای میکروفونی است که دستورات صوتی را ممکن می کند
اپل در ادامه آورده است : « استفاده از گجت هایی که از قابلیت لمس (تاچ) برخوردارند گاهی اوقات بسیار سخت و همینطور ناکارآمد به نظر می رسد. اما این حلقه هوشمند می تواند دید جدیدی را پیش روی مخاطبان و کاربران قرار داد.
زمانی را تصور کنید که فردی با هر دو دست خود در حال انجام کاری است و دستان او گرفتار هستند، این گجت کوچک در چنین زمان هایی بسیار کارآمد خواهد بود. یا زمانی که کاربران از کار با گجت های بزرگ برای ساعات طولانی خسته شده و نور یا بزرگی صفحه نیز باعث خستگی مضاعف آنها می شود. در این شرایط نبود گجت کوچکی مانند این حلقه پوشیدنی احساس می شود.
البته این طرح فقط یک پتنت بوده و اطلاعات بیشتری از آن در اختیار نیست. از سوی دیگر، این طرح اپل تا عملی شدن و رسیدن به خط تولید و عرضه فاصله زیادی دارد. در نتیجه باید منتظر ماند تا اولین حلقه هوشمند اپل عرضه شود.
منبع : mehrnews.com
فناوری و تکنولوژی روز
تلفن همراه اضطراری که با باتری قلمی کار میکند ابداع الگوریتمی برای نویسندگی آسانتر اختراع منتخب و فوق العاده سال 2011(+عکس) تاحالااین وسایل جدیدوپرکاربردرادیدی!! تولید اولین عینک اینترنتی با قابلیت چت ! + عکس جدیدترین لپ تاپ سونی سری Vaio s + عکس
حسن روحانی در کجای بازی اصولگرایان در انتخابات ریاستجمهوری۹۶ قرار دارد؟آیا اصولگرایان کاندیدایی دارند که پتانسیل رقابت با حسن روحانی را در انتخابات آینده داشته باشد؟آیا احمدینژاد حضور و یا عدم حضور در انتخابات را به دیدگاه رهبر معظم انقلاب گره زد؟ آیا اصولگرایان پس از احمدینژاد روی محمد باقر قالیباف شهردار فعلی تهران اجماع خواهند کرد؟آیا نزدیکشدن جامعه روحانیت مبارز به آیتا... هاشمی جنبه انتخاباتی دارد؟برای پاسخ به این سوالات با دکتر امیر محبیان دبیرکل حزب نواندیشان و تئوریسین جریان اصولگرایی گفتوگو کردیم.
محبیان به «آرمان امروز» میگوید:«در شرایط کنونی دو دیدگاه درباره آقای روحانی درباره انتخابات ۹۶ در بین اصولگرایان وجود دارد؛ دیدگاه نخست آقای روحانی را متعلق به جریان اصلاحات تلقی نمیکند و برای ایشان خاستگاه اصولگرایی قائل است.
افرادی که این دیدگاه را نمایندگی میکنند بر این باورند که آقای روحانی در انتخابات ریاستجمهوری ۹۶ مانند روسای جمهوری قبلی از احتمال رایآوری زیادی برخوردار است. در نتیجه هیچ دلیلی برای مقابله با آقای روحانی وجود ندارد و باید به همین تعداد اصولگرا که در کابینه ایشان حضور دارند اکتفا کرد. این دیدگاه معتقد است نباید آقای روحانی را به آغوش اصلاحطلبان بیندازیم. دیدگاه دوم که بنده نیز با این دیدگاه موافق هستم معتقد است حمایت اصولگرایان از آقای روحانی در انتخابات۹۶ به معنای تایید همه عملکرد وی در چهارسال اول دولت ایشان است. از سوی دیگر اگر اصولگرایان نیز مانند اصلاحطلبان در انتخابات۹۶ از آقای روحانی حمایت کنند به ضرر دموکراسی است.
دو جریان سیاسی اصولگرا و اصلاحطلب دارای دیدگاههای متفاوتی نسبت به اداره کشور هستند. پس چگونه ممکن است به صورت مشترک از یک نفر در انتخابات حمایت کنند. جریانهای سیاسی باید برای مردم دایره انتخاب ایجاد کنند تا مردم بتوانند به بهترین شکل ممکن درباره سرنوشت خود تصمیمگیری کنند. نباید انتخابات سال۹۶ به یک مسابقه سیاسی شباهت پیدا کند که تنها یک کاندیدا داشته باشد. به همین منظور جریان اصولگرایی باید به سمتی حرکت کند که کاندیدای خاص خود را در انتخابات معرفی کند». در ادامه ماحصل گفتوگوی «آرمان امروز» با دکتر امیرمحبیان را میخوانید:
چرا اصولگرایان تلاش میکنند در آستانه انتخابات ریاستجمهوری مسیر خود را از تندروهای اصولگرا جدا کنند و بیشتر به حسن روحانی نزدیک شوند؟
جریان تندرو یک جریان اصیل در جریان اصولگرایی نیست و محوریت ندارد. جریان تندرو یک رویکرد رفتاری است که بین برخی از اصولگرایان وجود دارد. این وضعیت در بین اصلاحطلبان نیز وجود دارد. این رویکرد معمولا تلاش میکند بدون طی کردن مقدمات به نتایج لازم دست پیدا کند. افراطیون تلاش میکنند با حذف کردن عنصر «زمان» و همچنین عدم توجه به اقناع افکار عمومی، رفتارهای خود را سامان دهند. در شرایط کنونی جریان اصولگرایی به دنبال صف کشی با تندروهای سیاسی نیست. جریان اصولگرایی در تاریخ خود هیچ گاه برمحوریت تندروی و افراطیگری حرکت نکرده است.
برخی افراد به جای اینکه بر قدرت استدلال خود تاکید کنند، بر شدت گفتار خود پافشاری میکنند. این در حالی است که ادبیات اصولگرایی همواره ادبیات فاخری بوده و در چارچوبهای اخلاقی حرکت کرده است. به نظر من حضور چنین رویکردی در یک جریان سیاسی به دلیل عدم بلوغ سیاسی است. جریان تندرو هیچ گاه در جریان اصولگرایی نقش محوری و تصمیمگیرنده نداشته است. البته به دلیل اینکه جریانهای افراطی دارای شدت و حدت بیشتری در فضای سیاسی هستند، برخی گمان میکنند نقش محوری دارند. این در حالی است که چنین برداشتی در فضای سیاسی کشور صحیح نیست.
جریان تندروی اصولگرایی در برخی مقاطع مانند ۸ سال ریاستجمهوری احمدینژاد و همچنین مجلس نهم نقش محوری پیدا کرده بود، به شکلی که جریان معتدل اصولگرایی را زیر پوشش خود قرار داده بود. شما این مساله را قبول دارید؟
در این مقاطع جریان اصولگرایی به شکلهای مختلف دچار «انفعال» شده بود. جریان اصولگرایی پس از شوک دوم خرداد سال۷۶ هنوز موفق نشده بود از حالت شوک خارج شود و وضعیت خود را ساماندهی کند. در این مقطع زمانی برخی از طیفهای اصولگرایی تلاش میکردند حرکت خود را حرکت روبه جلو نشان دهند. این در حالی است که این طیفهای سیاسی به جای اینکه حرکت به سمت پیشرفت داشته باشند، حرکت موضعی در پیش گرفته بودند. حتی در برخی اوقات «پسرفت» نیز در این مسیر مشاهده میشد.
در این مقطع زمانی این عده تلاش میکردند فضای سیاسی کشور را به شکلی نمایش بدهند که در یک طرف عدهای بی تحرک و بی رمق هستند و از سوی دیگر، گروهی دیگر در حال تحرک و حرکت رو به جلو قرار دارند. در نتیجه تندروهای اصولگرا در برخی مقاطع فعلیت سیاسی را بر عهده گرفتند. در نهایت نیز این عده به جای اینکه جریان اصولگرایی را در بین افکار عمومی جلو ببرند، به عقب بردند.
حسن روحانی در کجای بازی اصولگرایان در انتخابات ریاستجمهوری سال۹۶ قرار دارد؟
برای پاسخ به این سوال باید نخست به این سوال جواب داد که حسن روحانی کیست؟حسن روحانی یک شخصیت اصولگراست که در جامعه روحانیت مبارز حضور داشته است. این در حالی است که در درون جامعه روحانیت مبارز گرایشهای مختلف فکری و سیاسی وجود داشته و درحال حاضر نیز وجود دارد. در دوران ریاستجمهوری آیتا... هاشمی ایشان دیدگاههایی را نمایندگی میکرد که برخی از اعضای جامعه روحانیت مبارز نسبت به این دیدگاهها انتقادات جدی داشتند.
در نتیجه یک فاصله و مرزبندی بین آیتا... هاشمی و جامعه روحانیت ایجاد شد. البته این فاصله به معنای تعارض و درگیری نبود بلکه همواره نوعی احترام بین هر دو وجود داشت. در چنین شرایطی آقای روحانی بین جامعه روحانیت مبارز و آیتا... هاشمی قرار گرفته بود. ایشان تلاش میکرد مواضع خود را به هر دو دیدگاه نزدیک نگه دارد. با این وجود دیدگاههای آقای روحانی مطلقا مانند دیدگاههای آیتا... هاشمی نبود. به عنوان مثال دیدگاههای آقای روحانی درباره فتنه سال۸۸ و همچنین اتفاقات۱۸تیر سال۷۸ بسیار محکم بود و اختلافات جدی با مواضع آیت ا... هاشمی داشت. به همین دلیل جامعتین، جامعه روحانیت مبارز و همچنین اصولگرایان به صورت کلی آقای روحانی را از خود جدا نمیدانستند و یک پیوند نانوشته بین آنها برقرار بود. این در حالی بود که اصولگرایان به این نکته آگاهی داشتند آقای روحانی دیدگاههای خاص خود را دارد و از مشیای پیروی میکند که ممکن است با مشی برخی از اصولگرایان همخوانی نداشته باشد.
در نتیجه اصولگرایان هیچ گاه با آقای روحانی در موضع تنازع قرار نداشتند بلکه در موضع اختلاف به سر میبردند. در انتخابات ریاستجمهوری سال۹۲ همین پیوند نانوشته بین آقای روحانی و اصولگرایان به سود ایشان تمام شد و برخی از اصولگرایان که آقای روحانی را دشمن نمیدانستند و نسبت به سیاستهای آقای احمدینژاد نیز انتقاد جدی داشتند از آقای روحانی حمایت کردند. از طرف دیگر آقای روحانی از حمایت اصلاحطلبان که در آن مقطع زمانی فضای گستردهای برای بازی سیاسی نداشتند برخوردار بود و در نهایت به ریاستجمهوری رسید. از سوی دیگر آقای روحانی از اشتباه استراتژیک اصولگرایان در زمینه نرسیدن به وحدت لازم نیز سود برد. آقای روحانی با رای بسیار نزدیکی که در حدود چند صد هزار نفر بود نسبت به نفر دوم انتخابات به ریاستجمهوری رسید.
خطای بزرگ اصولگرایان در انتخابات سال۹۲ ورود سعید جلیلی به عنوان «احمدینژاد شماره دو» به انتخابات بود. آقای جلیلی با حضور در انتخابات یک دوقطبی بین کاندیداهای ریاستجمهوری به وجود آورد که محوریت آن موضوع پرونده هستهای ایران بود. این در حالی بود که این موضوع نقطه برتری آقای روحانی در افکار عمومی به شمار میرفت. در نتیجه آقای جلیلی دیدگاه «مقاومت» و ایستادگی در مقابل قدرتهای جهانی را درباره پرونده هستهای در انتخابات نمایندگی میکرد و در سوی دیگر آقای روحانی قرار داشت که به دنبال گره گشایی از پرونده هستهای ایران بود. در نتیجه آقای جلیلی با ایجاد این دوقطبی از یک سو آقای روحانی را در منظر افکار عمومی در موضع برتری قرار داد و از سوی دیگر سه میلیون رایی که به خود اختصاص داد را از سبد اصولگرایان و آقای قالیباف گرفت. اگر رای آقای جلیلی در انتخابات سال۹۲ به سبد رای آقای قالیباف ریخته میشد، آقای روحانی نمیتوانست به این راحتی به ریاستجمهوری دست پیدا کند.
با این وجود در شرایط کنونی دو دیدگاه درباره آقای روحانی درباره انتخابات ۹۶ در بین اصولگرایان وجود دارد؛ دیدگاه نخست آقای روحانی را متعلق به جریان اصلاحات تلقی نمیکند و برای ایشان خاستگاه اصولگرایی قائل است. افرادی که این دیدگاه را نمایندگی میکنند بر این باورند که آقای روحانی در انتخابات ریاستجمهوری ۹۶ مانند روسای جمهوری قبلی از احتمال رایآوری زیادی برخوردار است. در نتیجه هیچ دلیلی برای مقابله با آقای روحانی وجود ندارد و باید به همین تعداد اصولگرا که در کابینه ایشان حضور دارند اکتفا کرد.
این دیدگاه معتقد است نباید آقای روحانی را به آغوش اصلاحطلبان بیندازیم. دیدگاه دوم که بنده نیز با این دیدگاه موافق هستم معتقد است حمایت اصولگرایان از آقای روحانی در انتخابات ۹۶ به معنای تایید همه عملکرد وی در چهارسال اول دولت ایشان است. نکته دیگر اینکه اگر اصولگرایان نیز مانند اصلاحطلبان در انتخابات ۹۶ از آقای روحانی حمایت کنند به ضرر دموکراسی است. دو جریان سیاسی اصولگرا و اصلاحطلب دارای دیدگاههای متفاوتی نسبت به اداره کشور هستند. پس چگونه ممکن است به صورت مشترک از یک نفر در انتخابات حمایت کنند. جریانهای سیاسی باید برای مردم دایره انتخاب ایجاد کنند تا مردم بتوانند به بهترین شکل ممکن درباره سرنوشت خود تصمیمگیری کنند. نباید انتخابات سال۹۶ به یک مسابقه سیاسی شباهت پیدا کند که تنها یک کاندیدا داشته باشد. این در حالی است که اختلافات اصولگرایان و اصلاحطلبان در مدیریت کشور بسیار جدی است. به همین منظور جریان اصولگرایی باید به سمتی حرکت کند که کاندیدای خاص خود را در انتخابات معرفی کند.
این کاندیدای خاص چه کسی خواهد بود؟آیا اصولگرایان روی چهره جدیدی در انتخابات سرمایهگذاری خواهند کرد و یا اینکه از گزینههای قدیمی خود استفاده میکنند؟
هر دو این حالتها میتواند وجود داشته باشد. با این وجود اصولگرایان نمیتوانند روی یک چهره ناشناس سرمایهگذاری کنند. در شرایط کنونی به دلیل اینکه آقای روحانی در چهار سال گذشته همواره در تیررس افکار عمومی قرار داشته و افکار عمومی نسبت به ایشان شناخت خوبی پیدا کرده است، هیچ چهره ناشناسی نمیتواند با ایشان رقابت کند.
اصولگرایان همواره و در انتخابات مختلف به دنبال معرفی کاندیدای «اصلح» بودند. این در حالی است که در انتخابات اخیر از دیدگاههای خود تنزل کردند و به کاندیدای «صالح مقبول» نیز رضایت دادهاند. در چنین شرایطی بود که محمود احمدینژاد در سال۸۴ مورد توجه اصولگرایان قرار گرفت و در نهایت به ریاستجمهوری رسید. به نظر من جریان اصولگرایی دارای ظرفیتهای انسانی بسیاری است که میتوانند خود را در قامت ریاستجمهوری نشان دهند. این در حالی است که اصولگرایان مدتهاست سرنوشت خود را به عده معدودی گره زدهاند و در بزنگاههای مختلف از آنها استفاده میکنند. این بدین معنا است که اصولگرایان مدتهاست برای انتخاب گزینه اصلح دور سر خود میچرخند. به نظر من اصولگرایان باید مکانیزم انتخاب گزینه اصلح را تغییر بدهند.
آیا در شرایط کنونی اصولگرایان گزینهای دارند که پتانسیل شکستدادن آقای روحانی را داشته باشد؟
اصولگرایان در برخی مقاطع دچار تورم کاندیدا بودند. این در حالی است که به نظر میرسد در شرایط کنونی دچار رکود کاندیدا شدهاند. به نظر من این رکود یک خطر نهفته با خود به همراه خواهد داشت. ممکن است این رکود کاندیدا باعث شود که چهرههای اصولگرا در ماههای منتهی به انتخابات با مشاهده فضای سیاسی کشور همگی احساس کنند که چون کسی حاضر نیست در انتخابات شرکت کند در نتیجه ما باید احساس تکلیف کنیم و در انتخابات ثبت نام کنند. در نتیجه این رکود ممکن است به یک تورم کاندیدا منجر شود.
در شرایط کنونی اصولگرایان به این نتیجه رسیدهاند که مرجع نهایی تصمیمگیری در جریان اصولگرایی جامعتین است و لاغیر. در نتیجه جامعتین از هر گزینهای که دعوت کرد باید در انتخابات حضور پیدا کند و هر گزینهای را نیز که از حضور در انتخابات منع کرد باید تمکین کند و از انتخابات کنارهگیری کند. بدون شک اصولگرایان با این استراتژی در انتخابات حاضر خواهند شد و هیچ مکانیزم دیگری در پیش نخواهند گرفت. ممکن است برخی از اصولگرایان به این قضیه معتقد باشند که در شرایط کنونی مصلحت ایجاب میکند که از آقای روحانی حمایت کنیم. با این وجود بنده این فضا را در جریان اصولگرایی مشاهده نمیکنم که اصولگرایان در نهایت به سمت آقای روحانی گرایش پیدا کنند. در سیاست هر چیزی ممکن است و هیچگاه نمیتوان احتمال یک مساله را صفر دانست. با این وجود احتمال گرایش اصولگرایان به سمت آقای روحانی در انتخابات ۹۶ بسیار کم خواهد بود.
حضور محمدباقر قالیباف به چه میزان در انتخابات جدی است؟ آیا اصولگرایان حاضر خواهند بود روی وی سرمایهگذاری کنند؟
بله؛ این احتمال وجود دارد. به هر حال آقای قالیباف یکی از گزینههای جدی اصولگرایان برای حضور در انتخابات است که از قدرت رایآوری نیز برخوردار است. در نتیجه آقای قالیباف در سبد انتخاباتی اصولگرایان قرار دارد.
با چراغ سبز نشاندادن جامعه روحانیت مبارز به آیتا... هاشمی این شائبه در فضای سیاسی به وجود آمده که ممکن است آیتا... هاشمی از ظرفیت سیاسی خود در بین اصولگرایان در جهت حمایت از آقای روحانی استفاده کند. به نظر شما آیا آیتا... هاشمی به دنبال بهدستگرفتن ابتکار عمل در انتخابات ریاستجمهوری آینده است؟
آیتا... هاشمی از این ظرفیت سیاسی برخوردار است که به سمت هر دو جریان سیاسی گرایش پیدا کند. با این وجود در سالهای اخیر ظرفیت چرخش ایشان به سمت اصولگرایان کاهش پیدا کرده و ایشان بیشتر به سمت اصلاحطلبان تمایل پیدا کرده است. در طول سالهای گذشته برخی از مواضع آیتا... هاشمی مورد انتقاد جدی برخی از اصولگرایان قرار دارد و به همین دلیل اگر ایشان تمایل دارند به سمت اصولگرایان گرایش پیدا کنند باید مواضع مورد انتقاد خود را تبیین و روشن کنند. درباره گرایش جامعه روحانیت مبارز به حضور آیتا... هاشمی نیز باید عنوان کنم جامعه روحانیت هیچگاه به چشم دشمن به آیتا... هاشمی نگاه نکرده و همواره ایشان را جزئی از این تشکل تلقی کرده است.
نکته دیگر اینکه این جامعه روحانیت مبارز نبوده که از آیتا... هاشمی فاصله گرفته بلکه ایشان از جامعه روحانیت مبارز فاصله گرفته است. از سوی دیگر اگر برخی گمان میکنند جامعه روحانیت قرار است سکان هدایت خود را به آیتا... هاشمی بسپارد، سخت در اشتباه هستند. اگر جامعه روحانیت به دنبال چنین رویکری باشد به صورت جدی مورد انتقاد برخی از اصولگرایان قرار خواهد گرفت. اگر آیت ا... هاشمی قصد دارد به اصولگرایان نزدیک شود باید به برخی سوالات جدی اصولگرایان پاسخ بدهد. این در حالی است که در شرایط کنونی آیت ا... هاشمی هیچ تمایلی به پاسخ دادن به سوالات اصولگرایان ندارد و معتقد است مواضع ایشان صحیح است و نیاز به پاسخگویی به هیچ جریان و شخصی نیست. در شرایط کنونی آیت ا... هاشمی به اندازهای به چپ چرخیده که احتمال گردش به راست ایشان بسیار کم شده است.
چرا احمدینژاد حضور و یا عدم حضورش در انتخابات ریاستجمهوری آینده را در شرایطی که شانس کمی نیز برای پیروزی داشت به نظر بزرگان گره زد و چرا رهبری حضور ایشان را صلاح ندانستند؟
به نظر من اگر تلاش کنیم به چرایی دیدار رهبری و آقای احمدینژاد و همچنین نامه آقای احمدینژاد در تمکین از نظر رهبری بپردازیم ممکن است به سرنخهای زیادی دست پیدا کنیم که مساله را پیچیدهتر میکند. در نتیجه همین مساله که آقای احمدینژاد نظر رهبری درباره عدم حضور را پذیرفته و از آن تمکین کرده برای اصولگرایان کفایت میکند و اصولگرایان به دنبال چرایی این مساله نخواهند رفت. نکته دیگر اینکه دیدگاههای رهبری برای اصولگرایان حجت شرعی دارد و اصولگرایان به چشم امر و نهی به سخنان رهبری نگاه میکنند.
در قضیه آقای احمدینژاد نیز این مساله وجود دارد و اصولگرایان با مشخصشدن دیدگاههای رهبری به صورت کلی احمدینژاد را از سبد انتخاباتی خود کنار گذاشتهاند. آقای احمدینژاد به عنوان یک فعال سیاسی حق دارد که اگر تمایل داشته باشد در فضای سیاسی ایران فعالیت کند. قرار نیست احمدینژاد به صورت کلی از حیز انتفاع ساقط شود. به نظر من ما باید به آینده سیاسی آقای احمدینژاد منصفانه نگاه کنیم. بدون شک گذشت زمان به بسیاری از ابهامات پیرامون آقای احمدینژاد پاسخ خواهد داد.
دولت آقای روحانی در سالهای ابتدایی تشکیل خود درگیر ساماندهی به میراث نابسامان دولت قبل بود. این در حالی است که در دولت احتمالی آینده خود با چنین وضعیتی مواجه نخواهد بود. به نظر شما دولت آقای روحانی در آینده با چه چالشها و فرصتهایی مواجه خواهد شد؟
بسیاری از تحلیلگران سیاسی و از جمله بنده در طول سه سال گذشته به شکلهای مختلف این مطلب را عنوان کرده ایم که دولت آقای روحانی در توجیه افکار عمومی بسیار ضعیف عمل میکند. دولت آقای روحانی موفق نشده دستاوردهای خود را برای افکار عمومی بازگو کند به شکلی که مردم احساس کنند که دولت تدبیر و امید باعث پیشرفت کمی و کیفی زندگی آنها شده است. با روی کار آمدن آقای روحانی مردم نسبت به حل مشکلات داخلی و بین المللی بسیار امیدوار شدند.
این در حالی است که خیلی زود امیدها به یأس و ناامیدی تبدیل شد. به نظر من بزرگترین دشمن آقای روحانی دولت آقای روحانی است. دولت آقای روحانی موفق نشده با وحدت درونی یک پیام مشترک به جامعه منتقل کند.
مهمترین چالش دولت آقای روحانی در آینده تصویر ضعیفی است که از دولت در جامعه و در بین جریانهای سیاسی اعم از اصلاحطلب و اصولگرا وجود دارد. بدون شک دولت یازدهم در حال نمایش یک تصویر آشفته، ضعیف و متناقض از خود به محیط پیرامون است. در شرایط کنونی صدای مردم از مشکلات اقتصادی بلند شده است. این در حالی است که دولت هیچگونه برنامه مدونی برای حل مشکلات اقتصادی مردم ارائه نکرده است. از آقای روحانی به عنوان یک فرد تحصیلکرده و دنیادیده انتظار این است که تصویر مناسبتری از دولت خود به مردم ارائه کند. آقای روحانی بهخوبی به این مساله آگاهی دارد که تصویری که از دولت خود به محیط پیرامون عرضه میکند به مراتب از کارکرد واقعی دولت با اهمیتتر است. در نتیجه آقای روحانی باید راهحل مشکلات دولت را در درون دولت جستوجو کند.
اخبار سیاسی - آرمان
جهانگردی در متون قرآنی و حدیثی با تعبیر هجرت و مهاجرت آمده است
جهانگردی در متون قرآنی و حدیثی با تعبیر هجرت و مهاجرت آمده است و آن برای نخستین بار در تاریخ اسلام در اوایل بعثت اتفاق افتاد; اما به تدریجبه یک سنت تبدیل شد و آثار مطلوبی به جا نهاد که در این مقاله تفصیل آن خواهد آمد .
هجرت و جهانگردی یک سنت دیرینه اسلامی است و آثار مطلوبی درپی دارد و باید شرایط مساعد توسعه آن را فراهم آورد; منتها باید از آن به نحو شایسته ای بهره برداری کرد .
1 . پیشینه جهانگردی در اسلام
جهانگردی در اسلام از همان آغاز که با نام هجرت شروع شد. همواره در طول تاریخ اسلام ادامه داشت . گرچه در آغاز برای رهایی از شکنجه و آزار دشمنان صورت می گرفت، ولی بیشتر هدف از آن تقویت اسلام و نشر آثار و فرهنگ اسلامی بوده است .
نخستین هجرتی که در اسلام رخ داد، هجرت حدود 85 نفر از جوانان تازه مسلمان بود که با دستور پیامبر اسلام مکه را به قصد حبشه ترک گفتند (سیره ابن هشام، ج1 ص344 - 360) و آیین اسلام به دست این مهاجرین در دیار حبشه شهرت یافت. در دوران خلفا پس از رحلت پیامبر، هجرت به اطراف کشور و آگاهی از اوضاع و احوال کشورهای مجاور صورت می گرفت و از جانب خلفا هیئت های رسمی گسیل می شوند تا کسب اطلاع کرده، ضمنا زمینه را برای توسعه و نشر فرهنگ اسلامی آماده سازند. علاوه بر هیئت های سیاسی که به منظور بر قراری روابط دیپلماتی اعزام می شدند، در قرن سوم و چهارم هجری شخصیات بارزی به جهانگردی دست زدند و آثار گرانبهایی از خود به یادگار گذاردند .
از جمله احمد بن ابی یعقوب ابن واضح یعقوبی (ت حدود 290ق) که او را بحاثة فی التاریخ و اخبار البلدان یاد می کنند . او در دو زمینه تاریخ و جغرافی محقق فرزانهای به شمار می رود . شرق و غرب کشورهای آسیای میانه و دور را گردیده و اطلاعات زیادی فراهم ساخته است . او به تمامی بلاد فارس و ارمنستان و سپس شبه قاره هند و کشورهای عربی و افریقایی، مغرب و اندلس (اسپانیا) سفرکرده بود و عادت او بر این بود که از چگونگی احوال و اوضاع اجتماعی - سیاسی کشورها به خوبی آگاه شود. از جمله آثار وی تاریخ گسترده اوست که در آن رخدادهای تاریخی را تا پایان سال 259 آورده است. دیگر کتاب البلدان است که در شناخت اوضاع اجتماعی و فرهنگی و جغرافی شهرها از منابع ارزشمندی به شمار میرود و نیز کتاب اخبارالامم و مشاکلة الناس لزمانهم و کتاب الممالک و المسالک و جز اینها .
ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (ت346ق) صاحب مروج الذهب از بزرگترین جهانگردان اسلامی به شمار میرود . او را با عنوان الرحالة الکبیر والمورخ الخبیر یاد می کنند . او بیشترین کشورهای مجاور را گردیده و با شخصیات و رجال بزرگ ملاقات داشته و اخبار دست اول رااز افراد ذیربط به دست آوردهاست .
ولادت او در بغداد بود و به مصر و بلاد مغرب سفر نمود و در راه تحصیل دانش تا اقصی بلاد را پیمود. از همان ابتدای قرن چهارم به تمامی بلاد فارس، سپس شبه قاره هند تا آسیای دور و حتی جزیره سیلان و دریای هند سفر کرد. کشور پهناور چین و ماورای آن را دید و در اواخر نیمه اول همین قرن تمامی کشورهای عربی و آسیای میانه را پیمود و همواره در کسب اطلاعات بود .
او در این زمینه آثار گرانبهایی از خود باقی گذارد که از جمله آنها مروج الذهب، اخبار الزمان، التنبیه و الاشراف، و جز آنهاست که امروزه مورد بهرهبرداری بسیار است .
عبید الله بن خرداد به (ت300/280) از ایرانیان دانشمند و جغرافیدان بزرگ به شمار میرود . در دائرةالمعارف اسلامی از او با عنوان جغرافی عظیم من اصل فارسی یاد شده است (ج1، ص149) . کتاب او المسالک و الممالک و نیز جمهرة انساب الفرس از بهترین کتابها در این زمینه شناخته شده است. در دائرةالمعارف آمده است: «او از معتبرترین افراد مورد وثوق آن زمان بهره گرفته است. سر پرستی پست ویژه در خطه طبرستان و جمع آوری اخبار بلاد و شهرها به دو واگذار شده بود .
بلخی ابوزید احمد بن سهل (ت322ق) جغرافیدان معروف در شهرکی به نام شاستیان نزدیکی بلخ دیده به جهان گشود. او از دانشمندان به نام و بر مذهب تشیع بود . او و کندی فیلسوف معروف فلسفه و جغرافیا را نزد ابی علی جیهانی فراگرفت. کتاب او به نام صور الاقالیم معروفاست .
اصطخری ابو اسحاق ابراهیم بن محمد فارسی (ت340ق) جغرافیدان نامی کتابی با نام تقویم البلدان نگاشته که به نام المسالک و الممالک معروف گشته است. او این کتاب را مانند سابقین خود با گشت و سیاحت در بلاد جمع و تدوین کرده است .
ابن حوقل ابوالقاسم محمد بن حوقل (ت حدود350ق) که با عنوان رحاله جهانگرد سختکوش و جغرافیدان فرزانه، مشهور گشته است، تمامی کشورهای اسلامی را شرقا و غربا پیموده و با دقتی کامل معلومات فراوانی از این کشورها فراهم آورده و از نوشته های پیشین خود، مانند نوشته های ابن خرداد به و وزیر جیهانی و قدامه نیز بهره گرفته است. اصطخری از او خواست تا نقشه های جغرافی او را تنظیم دهد و دقت بیشتری بخشد که ابن حوقل تقریبا همان نوشته ها را با معلومات فرآهم آورده خود تکمیل و کتاب المسالک والممالک را از رهگذر آن تالیف نمود .
ابو دلف مشعر بن مهلهل خزرجی (ت حدود390ق) شاعری نغز نمکین گفتار که شهره آفاق بود و بیشتر با صاحب بن عباد رفت و آمد داشت و از مساعدتهای وی برخوردار بود و در سفرها از کتابهای او بهرهمند می شد . او شاعر رحاله وصف شده و او اولین جهانگرد اسلامی به شمار آمده است . بیشتر عمر خود را که از نود سال گذشت، در سفرهای دور و دراز صرف نمود .
شوق فراوانی در آگاهی یافتن از عادات و رسوم و آداب ملتهای مختلف داشت. عمان و رامهرمز و هند و کشمیر و افغانستان را گردید. سفرنامه او به نام عجائب البلدان معروف است. یاقوت حموی و قزوینی صاحب کتاب عجائب المخلوقات از آن بهره جسته اند. یاقوت حموی در وصف شهرک دورق در خوزستان مشاهدات قابل توجهی از کتاب او نقل میکند که از دقت کاملی حکایت دارد .
حکیم ناصر خسرو قبادیانی (394 - 481ق) از حکما و متکلمین نامی در قبادیان حوالی بلخ تولد یافت . از اوان جوانی به تحصیل و علوم و معارف و تحقیق پرداخت و ادیب و شاعری فرزانه بود. نخستبه کارهای دیوانی مشغول و سپس رها کرد و به جهانگردی و سیر در آفاق و انفس پرداخت. در سفر هفت ساله خود حجاز، آسیای صغیر، سوریه و مصر را دید و به خطه خراسان رحل اقامت گزید; ولی آزارها دید و به ناچار به کنج عزلت در یمکان بدخشان خزید و سفرنامه معروف خود را در آنجا به سال 444 به رشته تحریر در آورد و دیگر کتاب زادالمسافرین است که پس از مراجعت از سفر خراسان و مازندران و طبرستان نگاشت .
ابوریحان محمد بن احمد بیرونی ریاضی دان و فیلسوف نامی (362 - 440ق) در بیرون یکی از قلعه های داخل حدود خوارزم به دنیا آمد. او را با نام الفیلسوف الریاضی الفلکی الجواب یاد میکنند. «جواب» به معنای جهانگرد سخت کوشاست. ولع شدیدی به سیر و سیاحت و سفر در آفاق داشت. دوستار آگاهی از اوضاع جغرافی و بهره گیری از مظاهر طبیعت بود. سفر پر ثمری به شبه قاره هندوستان داشت و تمامی نواحی آن را گردید و با آداب و فرهنگ مردم آن زمین پهناور از نزدیک آشنا شد و کتاب تحقیق ماللهند او از گرانبهاترین منابع شناخت احوال و اوضاع هند در آن زمان به شمار میرود .
ابو عبید بکری عبدالله بن عبدالعزیز اندلسی (ت 487ق) پس از سفرهای طولانی در شرق و غرب کتابی در شناخت شهرها و کشورها و احوال و اوضاع بلاد به نام المسالک والممالک نگاشت .
ابن جبیر ابوالحسن محمد بن احمد کنانی اندلسی (540 - 614ق) ادیب و شاعری فرزانه و دوستار علم و شناخت آثار و احوال بلاد بود . او را با عنوان رحالة ادیب یاد کرده اند. به سیر و سیاحت علاقه فراوان داشت. سه مسافرت کنجکاوانه به شرق کشورهای اسلامی دارد که در سفر سوم در اسکندریه بدرود حیات گفت و در همین سفر اخیر سفرنامه خود را به نام رحلة ابن جبیر با عباراتی نغز و شیوا و پرمحتوا به رشته تحریر در آورد . امتیاز آن بر رحله ابن بطوطه صداقت و دقت فراوان و خالی از مبالغه بودن گزارشهای آن است .
ابن سعید مغربی علی بن موسی ابوالحسن (ت685ق) از نواده های صحابی جلیل عمار بن یاسر مورخ، شاعر، ادیب و دانشمندی فرزانه بود. زادگاه او شهرکی در نزدیکی غرناطه (اندلس) و در آن دیار شهره آفاق گشت. علاقه فراوان به گشت و سیاحت داشت. به کشورهای اسلامی مصر و عراق و شام سفر طولانی داشت و گزارشهای خود را در این سفر در کتابی به نام المغرب گردآوری نمود و پیوسته در سیر و سفر بود تا در 75 سالگی در دمشق بدرود حیات گفت .
ابن بطوطه محمد بن عبدالله بن محمد (703 - 779ق) جهانگرد نامی تمامی کشورهای اسلامی و آسیای دور را در مدت 27 سال گردید و معلومات ارزندهای از این کشورها و آداب و رسوم ملتهای گوناگون فراهم آورد. او را با نام امیرالرحالین (سرآمد جهانگردان) یاد می کنند. سفرنامه او نیاز به وصف ندارد و از شهرت به سزایی برخوردار است و با ارزشترین سفرنامه های علمی به شمار میرود که تا امروز از معلومات و مندرجات آن بهرهمند میشوند . بسیاری از مشاهدات او امروزه در شناخت برخی حیوانات و گیاهان، علاوه بر مسایل جغرافی و فرهنگی مورد استفاده است . غربیان به این سفرنامه عنایتخاصی دارند و این کتاب شهرت جهانی یافته است .
اینها نمونه هایی است از جهانگردان جهان اسلام که جهانگردی را وسیله شناخت و نشر معارف و تبادل افکار و اندیشه های علمی و فرهنگی قرار دادهاند و «فسیحوا فی الارض; به گشت و گذار در پهنای زمین بپردازید» (توبه، آیه 2) را به منظور «فانظر الی آثار رحمت الله; آثار گستره رحمت الهی را مشاهده کنید» (روم، آیه 50) انجام دادهاند و آیه «ا فلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها; آیا در زمین گردش نکردهاند، تا دلهایی داشته باشند که با آن بیندیشند» (حج، آیه 46) و آیه «قل سیروا فی الارض فانظروا کیف بدا الخلق; بگو: در زمین بگردید و بنگرید چگونه آفرینش را آغاز کرده است» (عنکبوت، آیه 20) را نصب العین خود قرار داده اند .
.............
2 . آثار مطلوب جهانگردی
قرآن کریم و روایات، از جهانگردی با نام مهاجرت یاد کرده و به آن ترغیب نموده و آن را از اسباب توسعه فرهنگی و اقتصادی شمرده است: «و من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعة; هرکه در راه خدا مهاجرت کند، در پهنای زمین آسایش بیشتر و گشایشی به دست خواهد آورد» (نساء، آیه 100) . این آسایش و گشایش، هر دو جهت مادی و معنوی را شامل میشود . گسترش اقتصادی (تجارت و صنعت) هماهنگ با گسترش فرهنگی و علمی و سیاسی پیش میرود .
جهانگردی در گذشته با عنوان روابط تجاری و اقتصادی صورت گرفته است. تجار مسلمان، پیام اسلام را نیز با خود همراه میبردند و بسیاری از ملتها در افریقا و آسیای دور از همین راه به آیین اسلام تشرف یافتند. پس از آن اهداف سیاسی و علمی و فرهنگی نیز در جهانگردی مسلمانان مطرح شد و از این سفرها و جهانگردیها ذخایر فراوان حاصل شد. مسلمانان به مصداق آیه کریمه «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا» (حجرات، آیه 12) نسبتبه تمدن ملتهای گوناگون آشنایی حاصل کردند و با بهرهگیری از دستاوردهای مختلف جهانیان تمدنی گسترده و استوار برای خود فراهم ساختند .
در این آیه یادآور می شود همه مردم از یک پدر و مادر پدید آمده اند; لذا همه برادر و برابرند، و این اختلاف نژادها و ملیت ها که جهانیان را به دسته ها و گروه های گوناگون در آورده، هرگز آنها را از هم جدا نساخته است; بلکه هر گروه بر حسب استعدادها و شرائط موجود خود دستاوردهایی دارند که باید مورد مبادله قرار گیرد و هر گروه با آشنا شدن با فرهنگ و تمدن دیگر گروه ها، بهترین و شایسته ترین را برای خود انتخاب کنند و با این انتخاب متقابل، سطح فرهنگ و علم بشری گسترش یافته، روز به روز ارتقا پیدا کند . آیه «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه; بشارت باد بندگان شایسته مارا که گوش فرا میدهند و بهترین را انتخاب کرده، پیروی میکنند» (زمر، آیه 17 و 18) به همین حقیقت اشارت دارد . این که آدمی با دستاوردهای دیگران آشنا شود و بهترین و شایسته ترین آنها را تشخیص داده، برگزیند، انتخاباست; نه تقلید .
زنده کردن جهانگردی، اینگونه نتایج نیک و شایسته و بلکه ضروری را به دنبال دارد . آورده اند که در سفر پنج فایده است: زدودن غم از دل، کسب معیشت، به دست آوردن علم، آشنایی با فرهنگ های گوناگون، دوستیابی، آن هم با افراد شایسته که در سفر شناخته می شوند .
در روایات، تعابیری از قبیل سفر و سیر و سیاحت و هجرت در طلب علم و کسب معیشت بسیار به چشم میخورد . امام صادق (ع) میفرماید: «سافروا تصحوا سافروا تغنموا; مسافرت کنید تا سالم باشید و مسافرت کنید تا استفاده ببرید» (محاسن برقی، ج2، ص345) .
در حدیث از پیامبر اکرم (ص) آمدهاست: «اوصی امتی بخمس: بالسمع، والطاعة، والهجرة، والجهاد، والجماعة; من امتم را به پنج چیز سفارش میکنم: به گوشفرادادن، فرمانبرداری، جهانگردی، جهاد و وحدت» (مستدرک الوسائل، ج11، ص9) . بیتردید در این روایت مراد از هجرت هجرت از مکه به مدینه نیست; زیرا «لا هجرة بعدالفتح; پس از فتح مکه هجرت معنا ندارد» (سنن ترمذی، ج3، ص75) ; لذا مقصود، هجرت از مناطق جهلزده به مراکز علمیاست .
3 . جلب جهانگرد
در جلب جهانگردان دو هدف اساسی یعنی آشنایی با فرهنگ و تمدن ملتها، و نشر تعالیم اسلامی و تبلیغ باید منظور باشد . البته پیآمدهای اقتصادی و سیاسی هم به دنبال دارد; ولی هدف اصلی یک کشور اسلامی که داعیه تبلیغ رسالت دارد، همان آشنا کردن بیگانگان با فرهنگ و تمدن اسلامیاست و اهداف دیگر بایستی در رتبه دوم قرار گیرند .
بسیاری از بیگانگان آوازه اسلام را از دور شنیده اند; ولی نمیدانند چقدر در پیشرفت تمدن بشری تاثیرگذار بوده، و چه نوآوری هایی برای بهتر ساختن حیات جامعه انسانی به ارمغان آورده است . آنان نمیدانند، اسلام تنها برای ساختن حیات پس از مرگ نیست . «و ابتغ فیما آتاک الله الدار الآخرة و لا تنس نصیبک من الدنیا; و با آنچه خدایت داده سرای آخرت را بجوی و سهم خود را از دنیا فراموش مکن» (قصص، آیه 77) .
خداوند انسان را آفریده است تا حیات دنیا را، پیش از حیات آخرت، آباد سازد و آباد ساختن حیات آخرت به آباد ساختن حیات دنیوی بستگی دارد . «هو انشاکم من الارض و استعمرکم فیها; او شما را از زمین پدید آورد و در آن شما را برای آبادساختن آماده کرد .» (هود، آیه 61) ; پس آدمی وظیفه دارد تا در آبادی زمین بکوشد و این هدف و خواسته خدایی را جامه عمل بپوشاند .
ذوق سرشار و خلاقیت و هنر اسلامی - که بر دست توانای اسلامباوران فرزانه و فرهیختگان شایسته جهان اسلام، چه در رشته ادب یا فرهنگ یا هنر یا علم یا صنعت و آثار هنری و نوشتاری مسلمانان در طول تاریخ با شکوه اسلامی پدید آمده و در ساختن تمدن بشری نقش اساسی داشته و اسلام را دین زندگان معرفی میکند، نه دین مردگان، باید در معرض و دید شیفتگان تمدنهای اصیل، و پویندگان آثار هنری و علمی بشر قرار گیرد و این تنها با جلب جهانگردان شیفته میسراست . خداوند درباره بیگانگان از دین توحیدی که به محیط اسلامی روی میآورند، میفرماید: «و ان احد من المشرکین استجارک فاجره حتی یسمع کلام الله ثم ابلغه مامنه ذلک بانهم قوم لا یعلمون ; و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا را بشنود; سپس او را به مکان امنش برسان، چرا که آنان قومی نادانند .» (توبه، آیه6)
نیز اسلام تحت عنوان مؤلفة قلوبهم سهمی از زکات را برای کسانی که خارج ملتاند قرار داده تا دلهای آنان را به سوی اسلام جذب کند و گرایش دینی و اسلامی در درونشان ایجاد نماید; لذا وظیفه دولت اسلامیاست تا امکانات جلب جهانگردان را به سرزمین اسلامی - که اصالت اسلامی بر آن حاکماست - فراهم سازد .
ضمنا بایستی برنامه جلب جهانگردان بیگانه به گونهای تنظیم شود که بیشتر تحت تاثیر قرار گیرند . اگر جلب جهانگردان به گونهای باشد که احیانا فرهنگ منحط خود را در معرض نمایش دلباختگان اجانب قرار دهند و از این راه عدهای فریب خورده شوند و گمان برند فرهنگ و تمدن و آزادی هماناست که آنان همراه خود آورده اند، در آن صورت خطر عظیمی جامعه اسلامی را تهدید خواهد نمود و مخصوصا قشر زودباور که هنوز در حالتخامی به سر می برند، تحت تاثیر قرار گرفته، خواه و ناخواه، گرایشهای اسلامی و ملی آنان به سستی می گراید .
4 . نتیجه
جهانگردی که در آیات و روایات از آن به هجرت و مهاجرت تعبیر شده، پیشینه آن به صدر اسلام میرسد که برای اولینبار شماری از مسلمان به منطور حفظ جان خود از مکه به حبشه نزد نجاشی رفتند; اما بعد هجرت به یک سنت جاری اسلامی تبدیل شد و از این رهگذر عالمان و جغرافیدانان بسیاری در میان مسلمانان ظاهر شدند و آثار گرانسنگی به جا نهادند. هجرت و جهانگردی با اهداف مختلفی صورت گرفته است . گاهی به قصد حفظ جان و گاهی به منظور تجارت و زمانی به نیت طلب علم و باری به جهت تبلیع دین بوده است . این پدیده میتواند آثار مطلوبی بر جای نهد . از سویی رونق اقتصادی و از سویی دیگر تبادل علمی و فرهنگی به دنبال داشته باشد . منتها نباید وسیله هجمه فرهنگی قرار بگیرد; بلکه باید از رهگذر آن فرهنگ قرآنی و اسلامی ترویج پیدا کند .
=====================================
منابع
قرآن کریم
نهجالبلاغة، تحقیق شیخ محمد عبده، بیچا، بیروت، دار المعرفة، بیتا
دائرةالمعارف الاسلامیة، ترجمه عربی
آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن; الذریعه الی تصانیف الشیعه، چ3، بیروت، دارالاضواء، 1403ق
ابنالاثیر، علی بنابی الکرم; الکامل فی التاریخ، بیچا، بیروت، دارصادر، بیتا، افستبیروت، دارالفکر، 1402 ق
ابن حجر، احمد بن علی; تهذیب التهذیب، بیچا، بیجا، دارالکتاب الاسلامی لاحیاء و نشر التراث الاسلامی، بیتا
ابنخلدون، عبدالرحمن (ت808ق)، مقدمة ابنخلدون، بیچا، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیتا
ابنکثیر، اسماعیل بن عمر; البدایة والنهایة، ط1، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1408ق
ابنهشام حمیری، عبدالملک; سیرة النبی (ص)، بیچا، مصر، مکتبة محمد بن علی صبیح، و اولاده، 1383ق
امین عاملی، سید محسن; اعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف، بیتا
برقی، احمد بن محمد بن خالد; المحاسن، بیچا، تهران، دار الکتب الاسلامی، بیتا
بغدادی، اسماعیل پاشا; ایضاح المکنون، بیچا، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا
ترمذی، عیسی بن محمد; سنن الترمذی، ج5، بیچا، استانبول، گاگری یایینلار، 1401ق
حاجی خلیفه; کشف الظنون عن اسامی الکتب و الفنون، بیچا، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا
حر عاملی، محمد بنحسن; وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ط5، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1403 ق
خطیب بغدادی، احمد بنعلی; تاریخ بغداد، بیچا، بیروت، دارالکتب العلمیه، بیتا
ذهبی، محمد بناحمد; سیر اعلام النبلاء، ط7، بیروت، مؤسسة الرساله، بیتا
زرکلی، خیرالدین; الاعلام، ط7، بیروت دارالعلم للملایین، 1986م
سهیلی; الروض الانف، بیچا، القاهرة، مکتبة ابنتیمیة، 1410ق
کحاله، عمررضا; معجم المؤلفین، بیچا، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا
مجلسی، محمد باقر; بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمة الاطهار، ط2، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1403ق و ط3، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا
مسعودی، علی بنحسین; مروج الذهب و المعاون الجواهر، ج2، ط2، مصر، موسسة السعادة، 1384ق
ندیم، محمد بناسحاق; الفهرست، تحقیق رضا تجدد، بیچا، تهران، بینا، 1350ش و بیچا، بیروت، دارالمعرفه، بیتا
نوری، میرزاحسین; مستدرک الوسائل و مستبط الوسائل، بیچا، بیروت، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، بیتا
فصلنامه هفت آسمان شماره 1
منبع: rasekhoon.net